پرنده - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
پــرنـده هـم کـه بــاشـی ؛وقــتی عــاشـق قفـس مـی شـوی ،پـــر زدن را فــرامــوش می کـــنی !!!
آدم ها - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
خودت باش!xa0کــَـسی هم خوشش نيامد به جَهنـــــــــمxa0اينجا که مُجسمه سازی نيـــســت !!!پ ن: روی آينه ی دلت بنويس : آدم ها دورتر از آنند كه به نظر می رسند!
غریب... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
"غريبی ام " را باور کرده ام!xa0ديگر او را با خود ميبرم و دوستش دارم،از اين مردمان که بودنم را نمی ديدند دور بايد شد،xa0دير فهميدم اما دور ميشومxa0همه ی بغض منتقديم غرورتان بادگونه هايم خيس استباز هم اين رفيق نابابنامش چی بود؟هان!باران . . .هزار بار گفتند باران رفيق خوبی نيست برای تنهايی هاxa0همدم خو...
خوشبختی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
همان کسی باشيد که ميخواهيداگر ديگران آنرا دوست ندارند ،بگذاريد نداشته باشند !يادتان باشد ،خوشبختی يک انتخاب است ؛زندگی ، راضی نگه داشتن همه نيست !!!
دیوانه - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
دیوانه ات میشومنگــــــاهم که میکنی،دیوانه تروقـــــتینگاهــــــم ،نمی کنـــــی !!!
همه ی دنیا ! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
خیلی مـــواظب بـــاش !اگه با شنيدن صداش دلت لرزيد !اگه با بـدی هاش فـرار نـکردی و مونـدی !ديگـه تـمومـه!اون شده همه ی دنيات !!!
نگاه - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
نگاهت که می کنمچیزی مرا از نداشتن ها جدا می کـندبا تو که می خندمقفل های این روزها باز می شوندعاشقانه که صدایم می کنینامم دل انگـیز ترین آوای دنیا را به خود می گـیردچه خوش اتفاقی ستبا " تـــو " بودن !!!
یک شب - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
دلم یک شب تنهایی میخواهدبا یک عالمه " تـــو "xa0و تمام گوشه کنارهای آغوشت !!!
جان - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
ﺻـﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ : خوشگلم" ﺟﺎﻧـﯽ" ﮐﻪ ﻣﯿﮕـﻮﯾـﯽﺟﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯿﮕﯿــــــﺮﺩﻧﺰﻥ ﺍﯾﻦ ﺣــــﺮﻓﻬـﺎ ﺭﺍ !ﺩﻝ ﻣـﻦ ﺟـﻨﺒﻪ ﻧـﺪﺍﺭﺩﻣـﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﻧـﯿﺴﺘـﯽﺩﻣﺎﺭ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﺩﺭ می آﻭﺭﺩ !!!
جان - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
ﺻـﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ : خوشگلم" ﺟﺎﻧـﯽ" ﮐﻪ ﻣﯿﮕـﻮﯾـﯽﺟﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯿﮕﯿــــــﺮﺩﻧﺰﻥ ﺍﯾﻦ ﺣــــﺮﻓﻬـﺎ ﺭﺍ !ﺩﻝ ﻣـﻦ ﺟـﻨﺒﻪ ﻧـﺪﺍﺭﺩﻣـﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﻧـﯿﺴﺘـﯽﺩﻣﺎﺭ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﺩﺭ می آﻭﺭﺩ !!!
آن غريبه !!! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
xa0شايد سال ها بعد بي تفاوت از كنار هم بگذريم وبگوييم ...آن غريبه چقدر شبيه خاطراتم بود !!!!!!!!xa0امروز صبح ، مامانم كه بيتا برد كلاس قرآن ، بنا بر اين شد كه وقتي كلاسش تموم شد من برم دنبالش و از اونجا هم ببرمش كلاس خوشنويسي !!!و تو اون فاصله هم كه ۲ ساعت كلاس خوشنويسي اش طول ميكشه برم خونه ي مادرج...
مردك خر !!! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
xa0ديشب ، شبكي ، نشسته بودم كابليس لعين در آمد از در ،پس گفت كه : هيچ ميل داري ،با ماه رخي لطيف منظر ..... ؟گفتم كه : نه گفت : امردي چه ؟ زيبا و ظريف و خوب پيكر ؟گفتم كه : نه ! گفت : اگر شرابي ،باشد ، بخوري به روي دلبر ؟؟گفتم كه : نه ! گفت : اگر حشيشي ، يابي ، بزني به خلوت اندر ؟؟؟گفتم كه : نه ، گفت...
کسی که به عمر خورده نخورد پلو ، چگونه روا بود او را برد به ميهماني ؟؟!! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
اينجانب كار مفيدم در طي چند چرخه مفيد در حال تغيير و تبديل است هر روز بدون ذره اي تغيير :خواندن تاريخ بيهقي ، خواندن انديشه اسلامي 1 ( البته اين كتاب امروز به چرخه ي مطالعه مون اضافه شده !! ) ، خواندن كتاب هاي جمال ميرصادقي ، و بعد هم مطالعه ي آثار همكار گرامي مان ، جناب آنتوان چخوف !!!كه البته از ف...
بدرود بهار 92 ! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
نه حال و حوصله نوشتن رو داشتم و البته نه نت ...سيم هاي تلفن اتصالي پيدا كرده بود و امروز عصر پدر گرامي مرحمت كردن و با چك سيم هاي طويل تلفن مشكل رو پيدا كردند و دوباره نت ما برقرار شد!خبر خاصي نيست ... تقريبا همه جا در امن و امان است !!!و افكار بعلاوه احساس بعلاوه زندگي ما اين روزها شكرخداوند متعال ...
گوشواره بعلاوه خريد مانتو بعلاوه آرايشگاه ! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
دیروز صبح حدود ساعت ۶:۲۰ صبح بود که رسیدم !!!!چمدونم هم که هر جا یه تیکه اش کنده شده بود ، ديگه كلا آباد شد ...بابام هم دسته بزرگش رو موقع جابه جايي كند و ديگه اوراقي شد !!!ديروز كه همش تو خونه بودم و مهم ترين اتفاقش اين بود كه نزديك ۲ ساعت به دلي جان جاني تلي حرفيدم و البته قرار ديدار هم گذاشتيم وا...
خدانگهدار اتاق وزین 20 !!! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
xa0بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران!کز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران!هر کس شراب فرقت روزی چشيده باشد!داند که سخت باشد قطع اميدواران!با ساربان بگوئيد احوال آب چشمم!تا بر شتر نبندد محمل به روز باران!بگذاشتند ما را در ديده آب حسرت!گريان چو در قيامت چشم گناهکاران!ای صبح شب نشينان جانم بطاقت آمد!از بسکه د...
و پایان یک سال دانشجویی ! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
xa0و رسما اعلام می داریم پایان یک سال دانشجویی را ....و دیگر هیچ !!!!!xa0+ بعد از ۲ بار لپ تاپ رو خاموش کردن و توی کمد پر از خالی گذاشتن و روی تخت به امید اینکه خوابم ببره دراز کشیدن ، دوباره سر از پای لپ تاپ و این وبلاگ درآوردم ...واسه همین چندان حس حرف ندارم !!!و البته بهتر بگم حرفی ندارم ...xa0+ ...
و استادی که کتاب برای تالیف سوال ندارد !! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
این روزا نمردیم و عجایبی که تو این 20 ساله ای که خدا بهمون عمر داده ، ندیدم ، می بینیم !!!!امروز امتحان وزین و شیرین درس همشهری گرامی و عزیزتر از جان ابوالفضل جان بیهقی رو داشتیم با استاد عزیزتر از جان غلامحسین جان جانی !!!!البته من چون امتحان میان ترم نگارش هم نداده بود و نرفته بودم سر جلسه ؛ استاد...
دوام عشق - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
احوالات چندان مساعد نیست !!!!همین یه ساعت پیش داشتم طبق معمول این روزها تو نت ول می گشتم که توی یه وبلاگیxa0 از وبلاگ های به روزxa0شده ی بلاگفا با یه بیت شعر برخورد کردم :xa0دوام عشق اگر خواهي مكن با وصل آميزشكه آب زندگي هم ميكند خاموش آتش راxa0خیلی برام آشنا بود .... در لحظه یک موج خاطرات به مغزم ه...
به گوشه ای دیگر از این دنیای مجازی پناه می بریم ! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:15
بعضی از حس ها هست که نه در قالب کلمات تعریف میشن !نه میشه پست شون کرد تو وبلاگ ...نه میشه به اشتراک شون گذاشت نه تو نت ، نه هیچ جای دیگه ....این حس ها رو فقط باید بریزی تو خودت !!!!و بس ...xa0+ ما رفتیم ! به گوشه ای دیگر از این دنیای مجازی ...برای اینکه آزادی بیان خودم رو تو ثبت خاطرات زندگیم از دست...