اخبار شهرداری اهواز - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
xa0عضو شورای شهر اهواز در گفتوگو با فارس:عملکرد عمرانی کتانباف راضی کننده است/ ماندن وی، نیاز به تصمیم گروهی داردعضو شورای اسلامی شهر اهواز گفت: عملکرد شهردار کنونی شاید در بخش عمرانی راضی کننده بود اما ماندن وی، تنها به نظر من مربوط نمیشود و در این زمینه باید گروهی تصمیم گرفت.xa0 هدایت ممبینی امروز...
اخبار روز خوزستان - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
xa0محمد رشیدیان که بود؟ پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : محمدرشیدیان زاده بهبهان بود واز اوان جوانی پای در میدان مبارزه بارژیم ستمشاهی گزارد. وروداو به عرصه آموزش وپرورش فضای نوینی فراروی اوگشود و به زودی به عنوان معلمی فعال درمیدان مبارزه شناخته شد .تبعیداو در 27 سالگی تجربه مبارزاتی جدیدی...
اخبار سیاسی روز - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
xa0امارات به دنبال خرید فایننشال تایمز و نصف اکونومیست پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : امارات به دنبال خرید روزنامه فایننشال تایمز و نصف سهام مجله اکونومیست است.به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری فرانسه، روبرت مردوخ مالک بزرگترین رسانه های غربی هم اکنون در حال مذاکره با کابینه ابوظبی در...
گزارش یک حادثه - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
xa0در اهواز اتفاق افتاد؛مرگ 2 تن در حادثه عمليات لايروبي فاضلاباجتماعيxa0xa011:55:47 1392/04/08 924-3914-5xa0كد خبرxa0مديرعامل سازمان آتشنشاني اهواز گفت: وقوع حادثه در جريان عمليات لايروبي فاضلاب منجر به مرگ 2 تن و گازگرفتگي 3 نفر ديگر شد. امير نجفي در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان اي...
خفقان - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
مشت می کوبم بر درپنجه می سایم بر پنجره هامن دچار خفقانمخفقان...من به تنگ آمده ام از همه چیزبگذارید هواری بزنم، آ ا ا ا ا ی آی با شما هستم این درها را باز کنیدمن به دنبال فضائی می گردملب بامی ...سر کوهی...دل صحرائی ...که در آنجا نفسی تازه کنممی خواهم فریاد بلندی بکشمکه صدایم به شما هم برسدمن هوارم را...
مادر - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
xa0xa0برای همه مادران جهانxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0مادری پیر و پریشان احوالxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 عمر او بود فزون از پنجاه xa0xa0xa0xa0xa0xa0 زن بی شوهر و از حاصل عمرxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 یک پسر داشت شرور و خودخواهxa0xa0xa0xa0xa0xa0 روز و شب درپی اوباشی خو...
متن ترانه "خاطره " ستار - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
xa0به دلم افتاده امشب که به یاد من نشستیپلک تو سنگین خوابه اما چشمـــاتو نبستیبه دلم افتاده امشب که دلت هوامو کردهمیون خاطره هامون داره دنبالم می گردههمه خاطره ها رو دوره کن مثل من امشبتو به خواب من تنها نازنین سـر بزن امشبxa0شبا هرشب یه دل سیر خالی از بغض تو میشمعکستو بغل می گیرم آخ که جات خالیــه ...
حسد - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
xa0xa0یک روزxa0 بی آنکه سخنی از غم دل به میان آرم،به تنها کسی که دوستش دارم نوشتم : "xa0کسی است که تو را از جان و دل دوست دارد.پیرامون خود بنگرxa0 حدس بزنxa0 او کیست.xa0xa0 آنگاه پاسخش دهxa0:xa0 " اینجا هستمxa0 "xa0روزی او را دیدم،به سویش دویدم و فریاد شادی پر اضطرابی را که از دلم برخاسته بود در گلو...
تا شقایق هست - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
xa0یه عزیزی برام نوشته :تـو زندگـی ، یه جایی هست ، بعـد از کلی دویدن ، یهـو وای میستی ، سرتو میندازی پایین و آروم میگی : " دیگه زورم نمی رســـه " ! خیلی وقتا به این حس میرسم و به خودم میگم این دیگه آخرشه بچهxa0 بساطتو جمع کن هر چی بود و نبود همین بوداما یه چیزی ته دلم میگهxa0 نه زندگی ادامه داره شای...
نوروز 92 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
P>xa0xa0xa0بادنوروز وزیدسال نو با نفس و عطر گل و سبزه رسیددشتها مست زبوی بارانمیبرد صبر و قرار از همه ی دلدارانتنها دارایی مایک دل ساده ی بی رنگ و ریایک سبد عاطفه و عشقنثار یارانxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
xa0کیست این پنهان مرا در جان وتنxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کز زبان من همی گوید سخنxa0.
بوی بهار میرسد - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
طبیعت رقص کنان به استقبال بهار میرود. همه ذرات هستی مست از بوی بهار زایش گلها و شکوفه ها را به انتظار نشسته اند.با ارزوی بهاری جاودان برای این خاک مقدس . دلهایتان بهاریمولاناآب زنید راه را هین که نگار میرسدمژده دهید باغ را بوی بهار میرسدxa0xa0xa0xa0xa0 xa0باغ سلام میکند سرو قیام میکندسبزه پیاده میرو...
رویا - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
دوش ان مه گم گشتهبا جامی ز می در دستیادی ز غریبان کردآمد برxa0 دل بنشستxa0در چشم سیاه اویک جنگل سبز از تاکناخورده شراب از جامگشتم ز نگاهش مستxa0تا میل لب لعلشدر کنج دلم بستملبخند به لب اوردرخت سفرش بربستxa0این آمدن و رفتندر خلوت جان و دلهر چند که رویا بوداما به دلم بنشستxa0گر خلوتی شد حاصلبسپار به ی...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:35
xa0 ایمیل یکی از دوستانxa0سلامتی اونایی که درددل همه روگوش میدن ولی معلوم نیست خودشون کجادرددل میکنن!سلامتیه اونایی که غمهاشونو وسط خنده هاشون پنهون میکنن تا خاطری رو آزرده نکنن،سلامتی اونایی که هزاربار دلشون شکست ولی هنوزشکستن بلدنیستن!سلامتیxa0اونایی که دلباخته ی سفرxa0ن ،اما همسفر ندارن،xa0سلامتی...
هر آنچه می توانم... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; ...
افتخار! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
ماهی: دیشب داشتیم والیبال ایران و ایتالیا رو خونوادگی میدیدیم...(در حال تماشا):پدرم: ایران؟! ایران عمرا بتونه ببره! میدونین ایتالیا چند بار قهرمانجهان شده؟!خواهرم(با نگاه خصمانه): چی؟! چی میگی؟! وطن فروش!!!!!!!!!مامانم( در حالی که از هیجان بالا و پایین می پرید و به کف دستش مشتمیزد) : من جلوی تلویزیو...
و پس از کنکور! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
ماهی: درود بر شما!ماهی( مقدمه نوشت) : از اونجایی که شما به میل خودتون به این وبلاگمیاین، اومدنتون میتونه 3 دلیل داشته باشه: 1)xa0xa0xa0xa0xa0 شانسی انگشتتون خورده به لینک وبلاگم!2)xa0xa0xa0xa0xa0 از مطالب این وب خوشتون میاد3)xa0xa0xa0xa0xa0 واسه خود شیرینی( مخصوص برخی از همکلاسی های سابق)ولیاومدن من...
کارت شارژ - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
این ماه ، مامان و بابام جای کارت شارژ 5تومنی برای من خواهرم ، شارژ2 تومنی خریدن.داشتم فکر می کردم من و خواهرم بریزیم تو سالن، فریاد بزنیم"مامانی؛ بابایی، کارت ما رو پس بدین"xa0اونا هم با کاسه بشقاب بیفتنبه جونمون. بعد کارت شارژ میگیریم دستمون، میریم و ادای سکوت در میاریم (به قولخواهرم سکوت تا سدرة ا...
... و به دنبال نور... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
بسیار اتفاقی بود...روشن کردن اولین کبریت ،رها کردنش میان کبریت های سوخته ی دیگر و تماشای تنها نور باقی برای هدایت .همچنان که آخرین کبریت می سوخت و با پیشرفت آتش امید من برای روشنایی به یاءس می گرایید ،کبریت نیم سوخته ای دیگر ، جان گرفت ،سرخ شد و مشتعل.من چشمم به دنبال آتش بود که شنا میکرد و به گوشه ...
شاید توهم... ولی... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
ماهی: فکر نمی کردم هیچوقت این پست رو بذارم، ولی چه میشه کرد. ترسیدمبا نگفتنش خیانت کرده باشم.ماهی: شاید این پستم به نظر بازتاب عقاید *ها بیاد، ولی نیست. بهعنوان ماهی کوچول همه رو میگم...ماهی (چند سوال) : چطوره که شبکه ی من... و... تو... اینهمه کارمند داره،اینقدر برنامه های متنوع داره، و تقریبا تبلیغ...