(در حال تماشا):
پدرم: ایران؟! ایران عمرا بتونه ببره! میدونین ایتالیا چند بار قهرمانجهان شده؟!
خواهرم(با نگاه خصمانه): چی؟! چی میگی؟! وطن فروش!!!!!!!!!
مامانم( در حالی که از هیجان بالا و پایین می پرید و به کف دستش مشتمیزد) : من جلوی تلویزیون باشم ما میبریم...
ماهی کوچول: چی؟! یعنی میخوای نبریم؟! ما آریایی هستیم! نژاد برتر!!!ایتالیا رو اصلا حساب نمیکنیم!
...
حالا هر گلی که میخوردیم من فریاد میزدم: فدای سرتون! همین؟ همین یهگل!
هر امتیازی هم که میگرفتیم میپریدم هوا و میگفتم: نگفتم؟ نگفتم مانژاد برتریم؟!
ماهی: خلاصه هر کدوم تا پایان بازی رو حرف هامون تاکید میکردیم...
ماهی: برام جالب بود... لحظه ای که ایران برنده شد همه یکصدا شدیم وفریاد شادی سر دادیم... بابام که دقت نمیکرد ساعت 1 شبه!!!! جالب نیس... ؟
ماهی(بی منظور): انگار به محض اینکه "جواد علی" قدم سنگینشرو برداشت، ما همه جا داریم پیروز میشیم!
ماهی: افتخار میکنم... افتخار...
برچسب:
نویسنده: تايافا