گوشی تلفن
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
فکر میکنید در معاشقهxa0و مغازله بین عشاق یا حداقل دخترها و پسرها چه چیزی بیش از همه نقش واسط را دارد؟جواب: گوشی تلفن! ندیدین تا به حال این بوسه های عمدتا چرب و چیلی را که موقع مکالمه به گوشی تلفن میزنند اما ان شخص دیگر که کیلومترها انطرف تر است کیف اش را میکند؟؟؟؟جالبه نه؟پس تلفن علاوه بر صدا و تصوی...
روزچهلُ پنجُم کآفہ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
از یک طرف میگویند خدمت سربازی شرافت است و افتخار است و مقدس است.از یک طرف هم با قوانینی باور نکردنی مثل دوبرادری و سابقه خدمت پدر و شاگرد ممتاز شدن در برخی کنکورها که فقط ده نفر شرکت کننده دارد و سابقه داشتن کارت بسیج و کشیده شدن بیش از ده دندان و وزن کمتر از ۵۰کیلو !!!!ومسایلی کهxa0بعضا هیچ ربطی به...
روزچهلُ چهآرُم کآفہ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
شآیــ ـב عآشقتـ ــ بوבم روزے...ولے ببیـלּ بے توهم زنـבه اَمزنـــבگے مے ڪـ ــ ـُــنمفقطـ ــ ـxa0.گاهے בر ایــ ــــלּxa0میـآלּ!!یآבتـــ ...زَهــر مے ڪـ ـُـنــב بـــﮧڪــآمَم زنـــבگـ ـــ ــے رآهَمیــלּ ...!+ مـــےخواآهمـتــــ......ولـ ــے בور ــے خیلـ ــے خیلـ ــے בورنـ ــﮧ دستــ ــــ ـآלּــم بــ ــﮧ دستــ ...
روزچهلُ سوُم کآفہ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
آرآم بــــ ــ ــﮧ شآنــﮧ ام میزنےومیگویے:آفریــלּ..تنـــ ــهـــآیے کــﮧ تـــرس نــבارב..بــعــבآرام آرام בورمیشوے!!!!ونمیـــבانے کــﮧ مـלּ ازنبوבنت میترسم...نــــﮧ تنهآیے.... !!
روزچهلُ دوُم کآفہ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
تَنهآیڪـ خدآحآفظے بےבلیــ ـ ـلتـ...!!בل تمآم ِسلآم هآےعآشـ ــ ـقآنـﮧ اَم رآشــ ـڪـستــ...!!
روزچهلُ یکُم کآفہ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
xa0ـاز آنسـפے تَنهآیے..xa0ـاز آنسـפےxa0 بُغــ ــــض..xa0ـاز آنسـפے بآرآלּ..xa0کسے صدآیَم میکنـב؛xa0تـפ بگـפ…xa0بــــــ ـــــ ــــرפَم؟؟xa0یــــــــ ــــــ ـــــــ ــآ!!xa0بمــــــ ــــــــ ــــآنَم؟!
روزچهلُـــم کآفہ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
xa0xa0سَــرבیَعنـے تــــو ڪـﮧ صـבایتــ یخ مـے بنـבבبر رَگــ هایمبـﮧ وقتـــ هایـے ڪـﮧڪســـے را בوســت בارـےڪـﮧ مــלּـ نیسـتــــَــ ـــ ــم...
روزسے ونُهُم کآفہ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
xa0 دلـ َــ ـ ــ ــم...xa0نـــﮧ عـشـ ـــ ـــ ـق مےخوآهـ ــد...xa0نـــﮧ دروغ هآے قشنگـ ــ ـنــﮧ اِدِعآهـ ــــ ــآے بزرگـ ـــ،xa0نـــﮧ بزرگـ ـــ هآے پــُ ـــر اِدعـــآدلـ َــ ـ ــ ــم... یکـ ♨فنـــ ـــ ــــجآن قَـ ـ ــهــ ــوه ے تَلخ♨ مےخوآهد..بـــﮧ تَلخے ِ رفتنتـ ـ ـ و یکـــ دوستـــxa0کـــﮧ فَقــ ــط...
روزسے وهشـتُم کآفہ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
بــ ـےخیـــ ــ ـــآل استــ ــ…خیلـ ــ ـے بــ ـے خیـــ ــ ـــآل همـآטּ کســ ـــے کہ…تمــ ــ ــ ـــآمخیـــ ــ ـــآل مــــ ــــטּ استــ ــ…..+معذرت به خدادرسxa0آ سنگینَناصلاوقت نمیکنم بیام نت فقط روزهای تعطیلی..
روزسے وهفتُم کآفہ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
خدآوندلــ ــــبخـــندزد..و...دُخترآفریده شد..زیباترین لبخند ِ خداوند..!روزَتــــ ـــــ مُبــ ـارکــ..◄روز ِ هممون مبارکـ ــxa0
روزسے وشـشُــم کآفہ(دل نوشتـ هاے مـטּ)
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
هه چقدرساده بودم مــــــــن!فکرمیکردم فراموشت میکنم..فکرمیکردم تونشد!!!!یکی دیگه..فکرمیکردم بدون توهم زندگی ادامه خواهدداشت......فکرمیکردم اگه بازم دیدمت... برام اهمیتی نخواهی داشتفکرمیکردم.....امآ همش فکربودیه جورایی مثلxa0تَوَهُم xa0بود یه خیال...یه خیال خام...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 السلام علیک یااباصالح المهدی ادرکنیآقاجانم ، مولای من ، سحرخیزمدینه xa0کی می آیی؟؟؟آقاجانم دراین زمونه ودراین دنیا دین وایمان شده ظاهر وحرف ، همه دنبال مال ومقام وموقعیتند!! آقاجانم،...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
من آن ابرم که میخواهد ببارددل تنگم هوای گریه دارددل تنگم غريب اين درودشتنمي داند كجا سر مي گذارد...xa0
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
خدایا! ....دلم تاکی یارب خسته باشدxa0؟؟xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 درلطف توتاکی بسته باشد؟؟xa0
من خدایی دارم
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
و من خدایی دارم که هیچگاه مرا فراموش نمیکنداو که مراxa0دوست دارد وبهترینها را برایم میخواهدخداییکه لحظه ای مرا بحال خود وا نمیگذاردxa0وهمیشه در کنار من است حتی لحظاتی که سرشار از معصیتم وگناه وجودم را فراگرفته استخداییکه می بخشد بی منت، به منتهایی بزرگیشو نعمت میدهد بی اندازه، به بی کرانگی مهربانیشب...
دل نوشته
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
پنج روزمونده به سالگردفوت پدریعنی 30آبان ختم قرآن وزیارت عاشورا چهل شب که برای شادی روحش گرفتیم تمام شد. نمی دونم چرااینقدردلم شورمیزنه همش نگرانم انگار که زنده است وقراره چندروزدیگه ازپیشمون بره ،این روزهایه مقدارحال وهوای روزهای آخرعمرش رودارم که دربستربیماری بود اون موقع یه ترس ودلهره ای داشتم که...
دل نوشته
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
خدای من!مهربونم! بازاین بنده حقیرت دلش گرفته ومیخواد باهات حرف بزنه آخه چند وقتی میشه باهات صحبت نکرده ام.خدایا!وقتی باتوصحبت می کنم دنیای بی روحم تبدیل به بهشت بی وصف تومی شود،امشب دل گرفته ام دلش می خوادچندخطی بنویسد تامثل همیشه خودت آرامش کنی... مهربونم! وقتی باهات حرف می زنم انگاریواشکی بهم میگی...
روزهای وداع با....
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
این روزها همش توی حال وهوای پاییزسال 1385هستم زمانی که پدرم مریض شد ودر30آبان به سفرابدی پیوست وماروبا کلی مشکلات تنها گذاشت ورفت پیش مادر، آخ که چه پاییزسخت وویران کننده ای بودچرا که با رفتن پدرزندگی ودنیای ماهم خراب شد، حالابعدازگذشت 6سال متوجه شدم که وجودپدردرزندگی چقدرمهم وضروریه !!! پدرخوبم عزی...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
xa0خدایامن نمی گویم که دستم بگیر که عمریست دستم را گرفته ای فقط می گویم آن راxa0رها مکن که سخت محتاج محبت توام !!!xa0
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:34
xa0روزا و شبهای بارونی رو خیلی دوست دارم