خدای من!مهربونم! بازاین بنده حقیرت دلش گرفته ومیخواد باهات حرف بزنه آخه چند وقتی میشه باهات صحبت نکرده ام.
خدایا!وقتی باتوصحبت می کنم دنیای بی روحم تبدیل به بهشت بی وصف تومی شود،امشب دل گرفته ام دلش می خوادچندخطی بنویسد تامثل همیشه خودت آرامش کنی...
مهربونم! وقتی باهات حرف می زنم انگاریواشکی بهم میگی غصه نخوردرست میشه....طوری که همه ی غصه هام ازیادم میره
خدایا! خیلی ازوقتها فکرمی کنم که خیلی بدبختم اما اشتباه است من خوشبختم چون معبودوزیبارویی چون تودارم چون تو همیشه به موقع به داد دلم می رسی...
وقتی که خسته وبی حوصله ام...
وقتی که دل شکسته ام...
وقتی که ازهمه عالم وآدم گسسته ام...
خدایا! توهمیشه می گیری ازدلم غم هارا
خدایا!توکه ازدشواری زندگیم آگاهی و می دانی که ضعیفم وزود شکسته می شوم
خدایا! می دانی که گذشته برنمی گردد وفقط خاطرات تلخش به جای می ماندپس کمکم کن و کاری کن تنهاچیزی که به یادم می مان دیاد توباشدوبس...
خدایا!می دانم که خیلی وقتها بنده ی ناشکر توهستم
خدایا!به خدا دوستت دارم ولی چه دوست داشتن عجیبی که خیلی وقتها بزرگیت ومصلحتت رایادم میره وباحرفهاو کارهام تورامی رنجانم!!!
خدایا!باکمال شرمندگی ازت می خوام که مرابه خودم وانگذاروگستاخیم را ببخش
خدایا! مرا ازشرهرآن چه تورا ازمن جدا می کند نجات ده .......
خدایا!من همیشه وقتی که دلم می شکندخرده هایش راپیش تومی آورم، وقتی بغضم می شکنداشکهایم راپیش تومی ریزم، قلبم که به دردمی آید درآغوش توتسکینش میدهم، ودلم که پراست برای توحرف می زنم.
خدایا!ای معبودمن! پس به بزرگیت سوگندهدایتم کن ودستم رابگیروگره های زندگیم رابازکن تاهمیشه پیش خودم بیایم برای دردودل ومعالجه..
برچسب:
نویسنده: تايافا