خرید بک لینک

این روزها همش توی حال وهوای پاییزسال 1385هستم زمانی که پدرم مریض شد ودر30آبان به سفرابدی پیوست وماروبا کلی مشکلات تنها گذاشت ورفت پیش مادر، آخ که چه پاییزسخت وویران کننده ای بودچرا که با رفتن پدرزندگی ودنیای ماهم خراب شد، حالابعدازگذشت 6سال متوجه شدم که وجودپدردرزندگی چقدرمهم وضروریه !!!

پدرخوبم عزیزدلم کاش می دونستی چقدر دلم برات تنگ شده ونبودت چقدرسخته ؟ کاش می دونستی ومی دیدی که چی داریم می کشیم وچقدرزندگی سخت می گذرد؟کاش می شدتمام دنیاموبدم وفقط برای چند دقیقه توومادرروببینم وسرموبذارم روی زانوهاتون وزاروزارگریه کنم وباهاتون حرف بزنم وازسختی هایی که کشیدیم براتون بگم تاآروم شم، جای جای خونه پرازخاطرات شماست وبارفتنتان دیگه خلوت وبی سرو صداشده انگارنه انگارکه کسی خونه هست، سکوت مطلق.... که به این سکوت وتنهایی هنوزهم عادت نکردیم.

بابای خوبم اگه بدونی وقتی دلم ازروزگارونامردیهاش به تنگ می یادو می گیره چقدرجات خالیه وچقدردوست دارم باشی وبرام حرف بزنی ونوازشم کنی مثل موقع بچگی هام که کولمون می کردی ودورخونه می چرخوندی ....کاش هنوزهم بچه بودم وچیزی نمی فهمیدم ودرک نمی کردم....

پدرجون می دونی اگه هرروزبه عکس قاب شده ات روی دیوارنگاه نکنم قیافه ی قشنگت ازیادم میره

پدرجون به خداخیلی دوست دارم زودتربیام پیش شما ، من که خیلی ازاین دنیا ومردمش خوشم نمی یادوچندان دلخوشی هم ندارم.

بابای خوبم یادت هست می گفتی نگران مایی !!! نگرانیت به جابود عزیزدلم حالامی فهمم چی می گفتی !!!

پدرعزیزم نمی دونم همه ی کسانی که پدرومادرازدست داده انداینقدر زندگی سختی دارند؟؟

بابای خوبم خیلی دلم گرفته ودلتنگم یادت هست به من می گفتی.... چکارکنم که بتونم بااین مسائل کناربیام وخدارافراموش نکنم؟ کمکم کن دعام کن که ناملایمات زندگی خداراازیادم نبرند!!!

پدرومادرعزیزم ازشمامی خوام ماراببخشید وحلال کنید وبرامون دعاکنید وازخداعاقبت بخیری برامون بخواین

خدایا! تورابه عظمت وبزرگیت قسم روح پدرومادرم راشادکن وازسر تقصیراتشون بگذروباائمه محشورشان کن

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 17:34

صفحه بندی