برزیل ما داریم میایم :)
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:14
دیشب نمیتونستی ایرانی باشی وxa0 شاد نباشی دیشب فرقی نداشت به کی رای دادی و ازچه جناحی هستی فقط یه اسم از دهان همه بیرون میومد، ایران!صعود مقتدرانه ی تیم ملی فوتبال کشورمون رو به جام جهانیه2014 برزیل تبریک میگم :)
وقتی بچه بودم،حالا که بزرگ شدم...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:14
وقتی بچه بودم فکمیکردم دوتا قرآن داریم قرآن کریم و قرآن مجید، ولی یه کم که بزرگتر شدم باتحقیقات بیشتر فهمیدم اشتباه میکردم و ما دوتا قرآن نداریم بلکه سه تا داریم. قرآنکریم، قرآن مجید و مفاتیح الجنان :|و نمیفهمیدم چرا میگندوازده امام، وقتی ما سیزده تا امام داریم، امام سیزدهم = امام خمینی!از مامانم می...
تا همیشه خواهریم!
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
تابستان آن سال را یادت هست؟ همان تابستانی که کنکور داشتیم. به هم قول دادهبودیم با هم انتخاب رشته کنیم و یک دانشگاه برویم. همان وقتها بود که تازگی او رادیده بودی و میدانستم دلت پیشش گیر کرده، وقتی جواب کنکور آمد و قبول نشدی یادت هستچقدر گریه کردیم؟ چقدر گفتم اشکال ندارد سال دیگه حتماً قبول میشوی باز ...
سفرنامه :)
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
خب سفر ما از آنجا آغاز شد که اول صبح روز سه شنبه، به همراه خانواده( مامان و بابام و آبجی کوچیکه) تهران راxa0 به سمت سرزمین های شمالی ترک گفتیم و پس از چهاردهساعت ماندن در ترافیک جاده ای، کاملاً خسته و له شده به جایی گرم ، شرجی و شلوغ بهنام بندر انزلی رسیدیم، و در همان ساعات اولیه، پس از کمی گشت و گذ...
روزی که همه ی جاده ها به شمال ختم میشود!
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
در راستای نزدیک شدن به روز ملی شمال (ارتحال هالیدی) طبق سنت پسندیده یسالهای گذشته،xa0 طی یک xa0تماس تلفنی از جانب دوستان ِ یارو غارمان، از اینبنده ی حقیر رسماً دعوت به عمل آمد که با قدوم خودم زینت بخش سفر چند روزه ی شانباشم. که البته پس از شنیدن شرایط سفر کذایی در جهت حفظ جان و ناموس خودمان بر آنشدی...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
دانشمندانزیست شناس در یک آزمایش علمی ،قورباغه ای را در ظرف آب جوش انداختند، قورباغه براثر شک ناشی از آب جوش، به سرعت از ظرف آب بیرون پرید. بارها و بارها این آزمایشانجام شد ولی باز همین نتیجه بدست آمد.بار بعد قورباغه را در ظرف آبی با دمای اتاق قرار دادندو بتدریج دمای آب را تا نقطه ی جوش بالا بردند.ام...
.
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
.
كارگاه بازيگري، تئاتر خلاق و بداهه
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
كارگاه بازيگري، تئاتر خلاق و بداههويu200dژه نوجوانان و تازه¬كارهاxa0زير نظر رضا آشفته، مربي تئاتر خلاق و بداههدر كارگاه تئاتر خلاق هنرجويان با مفهوم و كاركرد تئاتر خلاق، تئاتر بداهه، بازيگري خلاق، و...اهداف و كاربردهاي تئاتر خلاق، خاستگاه تئاتر و تئاتر خلاق، اصالت بازيگري، فاصله گذاري، ساده گرايي، م...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
توسط رضا آشفته، عضو جهانی کانون منتقدان تئاتر کارگاه آموزش تحليل نمايشنامه برگزار می شود رضا آشفته، عضو کانون جهانی منتقدان تئاتر، کارگاه آموزش تحلیل نمایشنامه، از یونان باستان تا دوره معاصر را برگزار می کند.p>به گزارش تئاتر نت، هنرجويان و علاقه مندان و فعالان تئاتريكه مي خواهند در درك و تحليل متون ...
خواب نما شده ام به ديدارت/ 45 قطعه کوتاه
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
xa01.لطفت زياد در اين همسايگي مهر مي ورزي در اين بلبشوي پر از كين لبالب از اين نگاهي كه مرا وجد مي آورد2.دريادلي شايد ناممكن نباشد به قاعده دوست داشتن گذشتن از خود به اقتدار ديگري!3.ديگر مدرسه نمي رود دخترك زيبا گورستان سينه سپر كرده از غفلت ما درس بزرگي است ديدن مرگ يك معصوم4.خواب نما شده ام به ديد...
سوختم از ملامت يك خبر
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
xa01.سوختم از ملامت يك خبر تا بوده همين بوده اين بي تفاوتي نيست، مرگ يك دختر!2.سوختن فصل تازه اي است در زندگي مدرسه ها را بگوييد ايمني كجاست؟فردا سراغت آمد مرگ را بيدار كنيد3.بخاري ارج هم از چشمم افتاد دختركان پيرانشهري چه زيبا مي سوزند زمستان آمد با ناگوارترين خبر ممكن4.به سوگ تو مي نشينم با قلب پا...
یادمان
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
به عباس جوانمرد:دوست داشتن رسم ادب است به پناه دلم نامت مي درخشد آفتاب زمانه ي تاريكي ها
هوشیاری دقیقه های سربی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
xa0xa0تو را در نگاهم گم کرده ام بدون شک پنجره ای رو به گرگ و میش باز است مرا سیاهی می پوشاند هر دو چشمانمxa0دستانم غیبxad گو می شوند که جاده کجاست دوستی که رهرو است به نیت یابندگی چه می توان خواست از این تردیدها؟xa0تو را لعبتی هم بپندارم هستی به یقین ترک تو نتوانم که دلیلی نیست برای آنبمان در این غو...
لحظه هاي درخشان/ هايكوهاي تازه رضا آشفته
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:13
1. دست بگشا در اين صبحدم رو به اطلسي هاي آفتابي 2. اتاق تاريك پنجره اي زنگاربسته دستي بايد... 3. كودكي راهبر نابيناي پوشيده در پالتو آفتاب ۴.دست گدا رو به ماشين نو ويراژ تند و دودي 5. كاه سوار بر نسيم مي درخشد پرتو نور آب جوي
غر غر..
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:01
این روز ۱ شنبه است...و ما در انتظار....با همه ی اینکه شاید کسی نیاید...(دایی........!!!!!!)و احساسات لوله شده ی مان را شاید کسی نخواهد تا به زیر بغلش بگذاریم...بی احساسی خوب تر است...!!!!آخ...باد می آید...انگار جهنم را به دست زمهریر سپرده اند...چه دل پذیر می وزد...و باز مدرسه شروع می شود...و مادری ک...
تابستونی......هوا بس گرم است..
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:01
باز آمد این تابستان و چه دل انگیز آمد...دویستش میداریم...جای دایی مان خالی جمعه ایشالله قراره با بزرگان ۱۰۲ به بوستان ملت حمله ببریم...اگر ما را دیدید لطفا رفتاری طبیعی از خود نشان دهید.........(درخواستی عاجزانه..)سال ما که تموم شده ولی هم چنان سوتی می دهیم....از خانم نون عین خبری نیست...؟/؟!بچه ههم...
امتحان ترم
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:01
و حالا...امتحان فیزییک...وژس از چند روز متوجه شدن معنای یک سوال یک نمره ایی ....از ما که گذشت..!
اصطلاحات جدید
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:01
آنقدر تحت التاثیر جریانات تلویزیون قرار گرفته ایم که می توان آثار آنرا مشاهده کرد...مانند بارهایی که من به ح گفته ام:ح ی جیمی جیم...حالا بماند که یک بار به ه گفته ام:ه ی دو جیم...
دوری از ارتکاب دادن امتحانی دوباره..
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:01
قبل از عید یک عددxa0مستمر فیزیک دادم..از ۱۵ شدم ۱۴و بیست وپنج....بعدهامتوجه شدم به دلیل گند زدن باقی فیزیک آموزان گرامی ایشان(به خانم الف.ه اشاره دارد)در تلاش برای در آوردن سوالاتی دیگر و گرفتن امتحان برای ارتقا نمره هستند...امتحان دومی را گرفتم ۱۳ونیم بودو به این نتیجه رسیدم که هر امتحانه تنها بار ...
چجوری قبول شدیم...الله اعلم!
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:01
حدودا از روی ساعت البته ۷ یا۸ دقیقه با هم بحث می کردیم که هر کس حرف خودش را بنشاند به کرسی...من میگفتم : جواب میشهxa0سه دومxa0و الی می گفت میشه:رادیکال ۹ چهارم.....نا امید شدم از خودم..و از خودمان کلا..