1.
لطفت زياد در اين همسايگي
مهر مي ورزي در اين بلبشوي پر از كين
لبالب از اين نگاهي كه مرا وجد مي آورد
2.
دريادلي شايد ناممكن نباشد
به قاعده دوست داشتن
گذشتن از خود به اقتدار ديگري!
3.
ديگر مدرسه نمي رود دخترك زيبا
گورستان سينه سپر كرده از غفلت ما
درس بزرگي است ديدن مرگ يك معصوم
4.
خواب نما شده ام به ديدارت
گردنامه ي عشق است كه مي گيراند
مرا كه از تو لذتي مي برم بسيار
5.
خواب است اين لبخند
حالا كه دور شده اي
بغضي دارم كه نمي تركد
6.
داغدارم وقتي كه نيستي
مگر مي شود بدون تو آهنگ بودن زد
بيا دلبرانه ترانه اي در دلم اسيري مي كشد
7.
حرف آخر هم شنيدن دارد
گوش دل را باز كن تا ببيني
كه در حيرت مستانه اي تو را مي جويم
8.
مثال زدني نيست اين دلبري
تو را مي شناسم كه به نگاهي حيرانم مي كردي
بگو كه هنوز هم ديوانه قدم زدن هايت هستم
9.
با توم ي نوشم شراب هفت ساله
از كنج لبانت مي چكد سرخي لرد
بگيرم لبي در تب تنانه ات
10.
شبي تا به صبح تو را دارم
دنيا ديگر هيچ است
به افتخار بودنت فقط مي سوزم
11.
دختر روياهاي دور هنگامم
طلوع دوباره ات را مي بيني
اين رمز عاشقي است در مدار هيچ
12.
سوز سرما استخوان مي تركاند
به سوداي بغل هاي گرمت آمده ام
در را باز كن كه مي ميرم
13.
دلم زميني است به التهاب بودنت
چشم بر چشمم بگذار
چه زيبا مي خوابم در اين بيداري
14.
آرام و رام در تو حل مي شوم
برگ برگ خاطراتم را ببين
به نام تو كه مي رسد سكوت مي كنم
15.
چشمانم خون مي شود
از آن دورها كه مي آيي
لبانم را مي گزم به هرم نفس هايت
16.
طلبه مي كند رنگ ديوار
از آن خاطره دور و تلخ
تو بودي در كنارم به لبخندي زيبا
17.
از حسن جمالت چه بنويسم
قلمدان و كاغذ شرمسارند
به هيچ بپندار منظر رويايي را
18.
دختر همسايه لب سرخت شده دفتر نقاشي ام
قلم و آبرنگ حيا نمي كنند
فكر تو را دارم در اين خواب بلند
19.
خشمگين نباش دختر اين روزها
تو زيباتريني در تبرك طبيعت
نمي دانم چه چيزي تو را ويران كرده
20.
باز هم دختربازي
به ياد نوجواني هاي رفته بر باد
يك شيرين مي آيد از دو ر كو تيشه تا فرهاد شوم؟!
21.
دروغ است اين روزها
آدمها رنگ باخته اند به هرزگي
اي حقيقت رويايي ام سر كوچه منتظرم
22.
هنر است دلدادگي
به شرافت انسان سوگند
مراد دلم كه بشوي تمام است
23.
شهد لب تو كمين گاه دلم
به سو سوي نگاهي آمده ام
بده در طنازي ات آن لب داغ
24.
دستمانم را گير به قيمت گر گرفتن
چشمانم مي سوزد به جمالت
دلبري كن به لبخندي مي ميرم
25.
اين چتر خيال نيست
همراه هميشگي نرو زير باران
تشنه ام در كنارت آوازي بخوانم
26.
شط دلت را مي بينم
اي تماشايي ترين دلبرك زميني ام
پا بر پا بي خيال هر دو دنيايم
27.
كاشكي لبت را بوسيده بودم
اين خاطره تلخ ول كنم نيست
مگر سر صراط ولم مي كنند به خاطر بي عرضگي
28.
دلبرانه كوك مي شوم كه مي آيي
بساط عاشقي دوباره پهن است
به چشم بر همزدني از غمت مي سوزم
29.
دلم مي تپد كه هستي
دور هم باشي مهم نيست
خوشحالم از اين هم نفسي
30.
دستانت را بوييدم
مستانه اشك ريختم
دلم شكسته بود از جدايي ات
31.
گفته بودي به تمنا هستم با تو
خط سرخي كشيدي به نشان قلب
سوراخ شد با چكيدن سه قطره خون
32.
خطوط چهره ات حیرانم می کند
نگذار نزدیک تر از این بشوم
این تابلو زیبا می درخشد
33.
چشم چرانی نیست تقلای دیدارت
این مهر من است به زیبایی
بگذار همین گونه شفاف ببینمت
34.
وقتی گل می بینم
دست و پایم سست می شود
نگو قدر زیبایی نمی دانم!
35.
خاکی بر سرم بریزم
این همه خطا از من است
فرصت بده تا دوست ترینت شوم!
36.
چشمانت را بنویسم بر کاغذ
نه به آن زیبایی نمی شود
بنشین تا همه تماشایت کنند
37.
ساده تر از تو من هستم
ببین به لبخندت می خندم
ببخش از این زیاده خواهی
38.
دوستی دارم مرا گم کرده
یا بهتر است بگویم من او را دل شکسته ام
بی وفایی از من است ببخشا!
39.
کودک درونم را بیدار کردی
بخواب می دیدم دوستی چشم انتظار است
برخاستم برای شادباش
40.
با تو بودن زیر گامهایم
طبل توخالی چه وقاری دارد
بایست به قامتت زیبایی می جویم
41.
دلم اطلسی نمی خواهد
به سراغت مهرورزم
اگر باد هم نباشد واویلاست!
42.
قسمت همين است كه تو مي گويي
دوري و دوستي حكم ابدي ماست
حالا كه دوري رستگار شده اي؟
43.
گلاب سرمست پونه
به بوی زیبایی دچار شدن
لغزش دل در ثانیه اکنون
44.
نفس تنگی نمی گیرم
در این هوای تازه
تو را یاورترین می شمارم!
45.
نه دوردست
عشقی باشد در دل
نه در سر
برچسب:
نویسنده: تايافا