در راستای نزدیک شدن به روز ملی شمال (ارتحال هالیدی) طبق سنت پسندیده یسالهای گذشته، طی یک تماس تلفنی از جانب دوستان ِ یارو غارمان، از اینبنده ی حقیر رسماً دعوت به عمل آمد که با قدوم خودم زینت بخش سفر چند روزه ی شانباشم. که البته پس از شنیدن شرایط سفر کذایی در جهت حفظ جان و ناموس خودمان بر آنشدیم عطایش را به لقایش بخشیده و به یکی از همان مسافرت های معــــــــــــــروفخانوادگی تن در دهیم که حفظ جان ِ عزیز، از اوجب واجبات است. و اگر شما هم ازماجرای سفرشان آگاهی داشتید حق را به من داده و رفتن را بر من حرام میدانستید!زیرا قرار بر آن است، دوستان، که تعدادشان از 20 و اندی نفر هم گذشته ، بهارتفاعات الموت رفته و از آنجا با پای پیاده از میان کوهستان خودشان را به سرزمینهای شمالی برسانند، و در صورتی که روزی 6 ساعت پیاده روی کنند 2 روزه به مقصدخواهند رسید (اینجانست که به این نتیجه میرسیم قیمت بنزین با سلامت عقل انسانها رابطه یمعکوس دارد!) و اگر خطرات گرگ و سقوط و مارگزیدگی و... را هم در نظر نگیریم، باتوجه به این مهم که در ایران سکنی داریم گزینه ی تجاوز گروهی نیز میتواند یکی ازآپشن های احتمالی باشد :|
حالا کدام مغز خر لگد خورده ای پیشنهاد مسافرت اینچنینی را داده استخدا داند و بس، ولی بنده تحت هیچ عنوانی ماشین گرم و نرم و امن ِ پدر عزیزم را باپیاده روی در کوهستان و خوابیدن توی چادر، آن هم در کنار خرس و شغال و هزار کوفت وزهر مار دیگر عوض نخواهم کرد!
برچسب:
نویسنده: تايافا