منتظر
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
دلم یک فنجان قهوه ی تلخ تلخ می خواهد...شایدتلخی قهوه تلخی زیستن رااز یادمببرد...شایدازیادم برود کابوس های بدون" تو"ماندن را...که هرشب مثل فیلمی100قسمتی که هربار10000بارتکرارداردهمراهیممیکند...و"تو"برایهمیشه زیستن ...هدیه ی قلب کوچکم باشی...چشم انتظاراعجازچشم به آسمان می مانم...من "تو"راازرب عاشق می ...
باتو...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
روزهایزندگیم گرم میگذردبا "تو"،به گرمای لحظاتی که "تو"درآغوشمی...با"تو"گرمهستم ونمی سوزدعشقمان....ای خورشیدخاموش نشدنی....همچون یک رودکه آرام میگذرد،عشق ماهم آرام میگذرد و"تو"یی سرچشمه ی زلالاین دل......ساعتعشقمان تمام لحظه هایه زندگیست...ثانیه هایی که پرازعطروبوی عاشقی است....ایجان من مهربانی ومحبت...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
قهوه تلخ....یک فنجان قهوه تلخ و رویایی که درهم شکست، تمام دارایی امروز من است....قهوه تلخ میخورم تا هرگز یادم نرود طعم تلخ روزهای آینده هم همین است!قهوه تلخ است...زبان تلخ است...و دل نیز هم...دلم میخواد یه چیزی بگم اما نمیدونم چی!!!!!حس درونم ناگفتنیه...انگار باید همون تو بپوسه و گفته نشه...روزها، م...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
xa0 xa0كاش ميشد سرنوشت خويش را از سر نوشت..كاش ميشد اندكی بهترxa0نوشت..كاش ميشد پشت پا زد بر تمام زندگی داستان عمر خود را گونه ای ديگر نوشت..xa0xa0یارب دلم شکسته چه کنم چه کنم .......غرورم شکسته چه کنمxa0چه کنم .........xa0 روزها و شبها میگذرن و عمر آدمی بر باد میره......عمری که خوشی تو زندگی به خود...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
xa0xa0خسته ام ازغربت چشمای تو/خسته ام ازتلخی حرفای توxa0خسته ام ازبازی این روزگار/خسته ام از حرفای بی اعتبارخسته ام ازبغض بی فریاد خود/خسته ام از صبر بی معنای خودخسته ام ازچشم های پرغرور/خسته ام ازتلخی لبخند زوربرامون دعاکنین عیدفطرامسال عروسیمون بودxa0 ولی .... دیروز زندگی بهم درسی داد که هیچ وقت ف...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
دیدی رو پاکت سیگار مینویسن:دخانیات ، عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان اور است؟...کاش یکی هم روی کارت پستالهای عاشقونه ی ما مینوشت:عشق ، عامل اصلی تنهایی و برای قلب ضرر دارد!!
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
امروز صمدجونم اداره برقه میخواد کارشناس ببره برق خونه بگیره بهم زنگ زد کارشناس کروکی نکشیده ازقضا خونه زیرفشارقوی واقع شده تواین شهرک فقط خونه مازیرفشارقوی قرارداره نمیدونید باچه خون دلی این خونه را خریدیمxa0 بااینکه بغض گلومو فشارمیدادبا صدای گرفته بهش گفتم خودش و نگران نکنه خواست خداهرچی باشه همون...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
قدمهاxa0xa0xa0xa0xa0 خدایا : حکمت قدمهایی را که برایم برمیداری بر من آشکار کنتا درهایی را کهxa0 به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهایی را که میبندی به اصرار نگشایم بعضی حرفا رو نمیشـه گفت باید خوردولی بعضی حرفا رو نـه میشـه گفت ، نـه میشـه خوردمیمونـه سر دل میشـه دل تنگیمیشـه بغض میشـه سکوت میشـه هم...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
روییک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکستو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتمxa0 ******تولدت مبارک منیره و صمد** یکم شهریور تولد تولد،، تولد ماه آسمونیبهترين آهنگ زندگي من تپش قلب توستو قشنگ ترين روزم روز شکفتنت.تولدت مبارکجشن تولد تو ، ...
בوستت בآرґ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
בوستت בآرґگلـآیـﮧ از تڪرآرے بوבَنـش نڪُـטּمـُشڪل اَز مـَטּ نیسـتتو زیـآבے בوست בآشتـَنے هـَستے
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
تولدت مبارک بهترین داداشم علیرضا جانxa0
متــــــــاسفم
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
متــــــــاسفم… نه برای تو که دروغ برایــــت خـــود زندگیست… نه برای خودم که دروغ تنهـــا خط قرمز زندگیـــستــــ بـــرایم…. متاسفم که چرا مزه ے عشـــــــق را…. از دستـــــــــ تــــــو چشیــــدم….
حسین پناهی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
سرخ میشوی وقتی می شنوی دوستت دارمزرد میشوم وقتی می شنومدوستش داری….چهارشنبه سوری راه انداخته ایمسرخی تو از من زردی من از تو!همیشه من می سوزم….و همیشه تو می پری….u202cحسین پناهی
همین که...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشههمین که گاهی چشمامون،تو چشم آسمون واشههمین که گاهی دنیار و با چشمای تو می بینمهمین که چشم به راه تو میون آینه می شینمبازم حس می کنم زنده ام بازم حس می کنم هستمبگو با بودنت دل رو به کی غیر تو می بستمهمین که میشه یادت بود،تو روزایی که درگیرمکه گاهی ساده می خندم،گ...
چاره ایـــــــ جز این نداریمـــ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
چاره ای جز اینـ نداریمـکه پشتـ نگاه های ِ پشت همـحرفـــــ هایمانــــــــ را ردیفـ کنیمـ چاره ایـــــــ جز این نداریمـــ و این میز های کافه ایسدیست میان دست های منو دست های توکه مدامـــ از تشویشـ اضطرابـــــــپایه های میز را لمسـ می کنندچاره ای جز این نداریم نازنینـنه منـ جراتـ بوسه دارمـنه تو جراتـ ...
تنهایی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
تنهایی من، همان انتظارم استو انتظارم، همان عشق!و عشق تنها بهانه ی بودنم!بی بهانه ام نکن!بعد از رفتن توچقدر غریب شده ام میان این همه آشنا…چند روزی است حجم تنهایی را بر روی قاب آبی دلم نقاشی می کنمنهقلم در دست من نیستمن نقاش این تنهایی نیستماین خاطرات شب چشمانت است کهقلم در دست گرفته..و به حرمت شبهای ...
نخواهی فهمید ...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
دل من باز گریستقلب من باز ترك خورد و شكستباز هنگام سفر بود و من از چشمانت می خواندم كه به آسانی از این شهر سفر خواهی كرد و از این عشق گذر خواهی كرد و نخواهی فهمید ...بی تو این باغ پر از پاییز است!..........
در یک عصــر ِ حضور
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
در یک عصــر ِ حضورکوچـہ هاے ِ تنگ ِ آغوشت را بلعیــدمو حـآلآ کہ نیستےتن بـہ هر کوچـه ایے مے فروشـــمبن بست استـهـرزه گــرد ِ کوچہ ها شـده امبہ بـهـانہ ے ِ آغوشت ...جـآ گذاشته ایے مـرا میان ِ یک آغوش دلتنگے کہ چہ ؟کہ ثابت کنے مرد شده ایے ؟!کہ مـرد ها دلتنگ نخواهنـد شد !نہ جـانـم !آخرش کـم میاورےمیایے...
در خون تپیده آه رهایش کن
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
از تنگنای محبس تاریکیاز منجلاب تیره این دنیابانگ پر از نیاز مرا بشنوآه ای خدای قادر بی همتایکدم ز گرد پیکر من بشکافبشکاف این حجاب سیاهی راشاید درون سینه من بینیاین مایه گناه و تباهی رادل نیست این دلی که به من دادیدر خون تپیده آه رهایش کنیا خالی از هوی و هوس دارشیا پای بند مهر و وفایش کنتنها تو آگهی ...
خسته می شم
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:51
دور خودم می گردم . هی دلم می خواد این برنامه رو هم پاره کنم بعد به خودم می گم خوب اینم پاره کردی دوباره هم شروع کردی که چی . راستش دلیل اصلی که پاره نمی کنم وجود وبلاگه قبلنا با پاره کردن برنامه هام وبلاگم رو هم حذف می کردم ولی الان دلم نمیاد راستش دوست البالو که شماره اون مرد رو واسه پارتی کار داده...