خدایا :
حکمت قدمهایی را که برایم برمیداری بر من آشکار کن
تا درهایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم
و درهایی را که میبندی به اصرار نگشایم
بعضی حرفا رو نمیشـه گفت
باید خورد
ولی بعضی حرفا رو نـه میشـه گفت ، نـه میشـه خورد
میمونـه سر دل میشـه دل تنگی
میشـه بغض
میشـه سکوت
میشـه همون وقتی که خودتم نمیدونی چـه مرگتـه !!!
امروز به پایان می رسد !
ازفردا برایم چیزی نگو !
من نمیگویم
فردا روز دیگریست !
فقط می گویم
تو روز دیگری هستی
تو فردایی !
همان که باید به خاطرش زنده بمانم . . .


کلمه دوستت دارم که از زبان من بلند می شود تنها برای تو است … من به
جز تو به کسی دیگر این کلمه را نخواهم گفت ، بگذار حسرت کلمه دوستت
دارم از طرف من در دل همگان بماند چرا مرا نديدي وگذاشتي به راحتي از تو بگذرم مي خواهم ، همه بفهمند من تنها عاشق تو شدم به خداي دهر قسم من سوختم در آتش نگاه مردانه ات، در فراغ گرمي دستانت، در سوزو گداز اغوش آتشينت…!
برچسب:
نویسنده: تايافا