خرید بک لینک

تنهایی من، همان انتظارم است


و انتظارم، همان عشق!

و عشق تنها بهانه ی بودنم!

بی بهانه ام نکن!

بعد از رفتن تو

چقدر غریب شده ام میان این همه آشنا…

چند روزی است حجم تنهایی را بر روی قاب آبی دلم نقاشی می کنم

نه

قلم در دست من نیست

من نقاش این تنهایی نیستم

این خاطرات شب چشمانت است که

قلم در دست گرفته..

و به حرمت شبهای تلخ من

بعد از رفتن تو

حجم تنهایی را بر قاب دلم نقاشی می کند

جز تو

دلتنگی حس غریبی است

كه فقط در دل رخنه میکند ، دلتنگی آرایه ادبی سینه است ،

دلتنگی را میتوان در شب احساس

كرد وقتی كه همه جا تاریك است، وقتی كه كسی جز

خودمان درخیابان خلوت دل قدم نمی زند

و پِی چیزی و گم كرده ای می گردیم و آن گم كرده كسی و چیزی نیست

تنهایی من، همان انتظارم است

و انتظارم، همان عشق!

و عشق تنها بهانه ی بودنم!

بی بهانه ام نکن!

بعد از رفتن تو

چقدر غریب شده ام میان این همه آشنا…

چند روزی است حجم تنهایی را بر روی قاب آبی دلم نقاشی می کنم

نه

قلم در دست من نیست

من نقاش این تنهایی نیستم

این خاطرات شب چشمانت است که

قلم در دست گرفته..

و به حرمت شبهای تلخ من

بعد از رفتن تو

حجم تنهایی را بر قاب دلم نقاشی می کند

جز تو

دلتنگی حس غریبی است

كه فقط در دل رخنه میکند ، دلتنگی آرایه ادبی سینه است ،

دلتنگی را میتوان در شب احساس

كرد وقتی كه همه جا تاریك است، وقتی كه كسی جز

خودمان درخیابان خلوت دل قدم نمی زند

و پِی چیزی و گم كرده ای می گردیم و آن گم كرده كسی و چیزی نیست

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:51

صفحه بندی