دوست البالو که شماره اون مرد رو واسه پارتی کار داده بود که یادتونه آقا این ما رو گذاشته سر کار و جواب نمی ده و ما هی می زنگیم و برنمی داره آخه یکی نیست بگه مجبوری کار خیر کنی مردک ...
امروز دوباره رفتم واسه کار یه شهرک دور از شهر و خلاصه یه ذره ناراحتیم از اینه که هی پول می دم واسه رفتن و اومدن و ...ولش کن قرار منفی نبافیم و اینا رو می نویسم که یادم بمونه که چقدر واسه کار پر پر زدم من بیچاره فردا بچه هام ببینن ... های های و هار و هار به حال ننه شون بگریند .
وآماااااااااااااااا
خوب نوشت 1 :
1- امروز رفتم بانک واسه قسطم بعد موقعی که نوبتم رسید و در حالیکه خیلی شلوغ بود یه خانمه گفت می شه کار منم انجام بدی من باید برم سر کار تو تالار کار می کرد منم گفتم باشه و همراه کار خودم کار اون رو هم انجام دادم بعد خیلی خوشحال شد . 2- اینکه دربست گرفتم تو مسیر یه اقاهه جلو ماشینو گرفت و گفت می خوام برم یه مسیر نزدیک منم گفتم به راننده مشکلی نیست . 3- وقتی تو بانک شماره گرفتم یه شماره هم گرفتم بعد از نیم ساعت دادم به یه خانمه که تازه اومده بود و اونم خیلی خوشحال شد .
راستش می دونم زیاد این کارهام شاید عمق نداشته باشه یا مهم نباشه ولی خوب واسه شروع برای آدم بودن بدکم نیست .
برچسب:
نویسنده: تايافا