خرید بک لینک
دور خودم می گردم . هی دلم می خواد این برنامه رو هم پاره کنم بعد به خودم می گم خوب اینم پاره کردی دوباره هم شروع کردی که چی . راستش دلیل اصلی که پاره نمی کنم وجود وبلاگه قبلنا با پاره کردن برنامه هام وبلاگم رو هم حذف می کردم ولی الان دلم نمیاد راستش

دوست البالو که شماره اون مرد رو واسه پارتی کار داده بود که یادتونه آقا این ما رو گذاشته سر کار و جواب نمی ده و ما هی می زنگیم و برنمی داره آخه یکی نیست بگه مجبوری کار خیر کنی مردک ...

امروز دوباره رفتم واسه کار یه شهرک دور از شهر و خلاصه یه ذره ناراحتیم از اینه که هی پول می دم واسه رفتن و اومدن و ...ولش کن قرار منفی نبافیم و اینا رو می نویسم که یادم بمونه که چقدر واسه کار پر پر زدم من بیچاره فردا بچه هام ببینن ... های های و هار و هار به حال ننه شون بگریند .

وآماااااااااااااااا

خوب نوشت 1 :

1- امروز رفتم بانک واسه قسطم بعد موقعی که نوبتم رسید و در حالیکه خیلی شلوغ بود یه خانمه گفت می شه کار منم انجام بدی من باید برم سر کار تو تالار کار می کرد منم گفتم باشه و همراه کار خودم کار اون رو هم انجام دادم بعد خیلی خوشحال شد . 2- اینکه دربست گرفتم تو مسیر یه اقاهه جلو ماشینو گرفت و گفت می خوام برم یه مسیر نزدیک منم گفتم به راننده مشکلی نیست . 3- وقتی تو بانک شماره گرفتم یه شماره هم گرفتم بعد از نیم ساعت دادم به یه خانمه که تازه اومده بود و اونم خیلی خوشحال شد .

راستش می دونم زیاد این کارهام شاید عمق نداشته باشه یا مهم نباشه ولی خوب واسه شروع برای آدم بودن بدکم نیست .


برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:51

صفحه بندی