حرف حساب - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:13
گاهی دوست دارم یقه ی زندگی رو بگیرمزل بزنم تو چشماش بهش بگم حرف حسابتچیه؟هاااااااااان؟؟.....xa0اینو پانته آ گفتxa0که این جا بنویسمxa0
تو = مریم - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:13
گو از کجا شروع شد ، اون نگاه عاشقونه ؟xa0که منو پرنده کردو ، شونه هاتو آشیونه ؟xa0بگو اون کدوم صدا بود ، که دلم باهاش می لرزه ؟xa0غرورم میشکنه اما ، به شنیدنش می ارزه !xa0تو کدوم ستاره ای که ، روزمم بی تو سیاهه ؟xa0از کدوم سیاره ای که ، زمینم بی تو تباهه ؟xa0فکر تو شده یه باور ، لحظه هام بی تو خرابه...
مریم خانم تولدت مبارک - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:13
( زندگي ديكته گفت و ما همش غلط پشت غلط عشق رو نوشتيم با الف نقطه گذاشتيم ته خطمنو از اول همه جا نشوندن آخر كلاس حال مي گم يه كاري كن مي گن حسابت با خداسخدا اجازه ؟ من برم ؟ بسته به زنجير غمت نگاه نكن به جرم من نگاه بكن به كرمتخونه ي بي چراغ من از تو هميشه روشنه بخشش چندم توئه ؟ توبه چندم منه ؟تو بهت...
عشق واقعی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
"u200fهــر وقـــت يه دختـــــر از رويســـادگيـــش چــــشماشو بستـــــ و............... و تو به جاي لبــــش, پيــــشونــــيش رو بوسيدياونوقت بيا بشين راجع به عشــــق و عاشقـــي حـــــرف بزن !u200f"
اصل دوست داشتن - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
"u200fالبته که دوستت دارم احمق جان . ولی آزارتمی دهم. دلیلش هم صاف و ساده این است که دوستت دارم.این را می فهمی ؟! آدم کسانی را که به آنها بی تفاوت است آزار نمیدهد.u200f"
تقدیم به بهترین دوستم - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
هرگز عشقی چنین پرشورنداشته ام.عشقی که تنها هنر من، هنر کلام، در برابر آن بی رنگ می شود و لُنگ مياندازد. گرچه با وجود اين، بهترين شعرهايم نام تو را دارند. چه پيش آمده است؟ آيا در اين هنر ورزيده شده ام تا بتوانم آخرين شاهكار خود راهم به پای تو بريزم؟نمی دانم. هرچه هست اين است كه خيالت لحظه ای آرامم نم...
گرگ - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
گفتدانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!---------------لاجرم جاری است پیکاری سترگروز و شب، مابین این انسان و گرگ---------------زور بازو چاره ی این گرگ نیستصاحب اندیشه داند چاره چیست---------------ای بسا انسان رنجور پریشسخت پیچیده گلوی گرگ خویش---------------وی بسا زور آفرین مرد دلیرهست د...
کودکی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
"u200fکاش در کودکی می ماندیم جایی که تنها تلخیزندگی ما شربت تبمان بود ...!!u200f"
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
عشق يعنيوقتي حتي از دستش ناراحتي هم هواشو داشته باشي...♥
برو - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
گاهیوقتا توی رابطه ها نیازی نیست طرفت بهت بگه :xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 بـــــــــــــرو !همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره ... همین که نپرسه چجوری روزارو به شب میرسونی... همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه... همین که دیگه لا بهلای حرفاش دوستت دارم نباشه و همین که حض...
کف پا - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
"u200fمهم نیست کف پاتو شستی یا نشستی مهم نیست کفپات نرمه یا زبراما این مهـمـــــــ اینه... که وقتی از زندگی کسی رد می شی ؛رد پایقشنگی از خودت به یادگار بگذاری...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
ﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
"u200fﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ. . . xa0xa0xa0xa0 ﯾـﮑـﯽ ﺑـﺎﺷـﻪ ﯾـﮑـﯽ ﺑـﺎﺷـﻪ ﮐـﻪ ﺑـﻐـﻠـﺖ ﮐـﻨـﻪ. . . xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ﺳـﺮﺗـﻮ ﺑـﺰﺍﺭﯼ ﺭﻭﯼ ﺳـﯿـﻨـﺶ ﺁﺭﻭﻣـﺖ ﮐـﻨـﻪ. . . xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ﺣـُﺮﻡ ﻧـﻔـﺲ ﻫـﺎﺵ ﺗـﻨـﺖ ُ ﺩﺍﻍ ﮐـﻨـﻪ. . . xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
تو - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
xa0برای بدست آوردن چیزهای زیادی جنگیده ام .... گم شده های بسیاری را هجی کرده امxa0اما امروز گمشده ی لحظات من خودخواهی ست.امروز کمی سنگدلی می خواهم .... غروری میخواهم از جنس بدش ...خیلی دلم می خواهد تنها به خودم فکر کنم .... از این حس گذشت حالم بهم می خورد .... xa0اما لبخند تو را که می بینم .... همه ...
تاریکی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
اصلا حوصله نوشتن ندارمxa0یعنی راستش خیلی وقته درست نمی نویسم....فقط مقصودم شده خالی کردن بغض گلو از طریق جملات.گفتن از خستگی و دلزدگی تکراری شده برامxa0 .... آخ که چقدر تلخه انجام کاری کهxa0هیچ علاقه ای بهش نداری ازهمه بدتر تحمل فشاریه که به واسطه اش بهت تحمیل میشه.راستشو بگم؟!دیگه نمینونم.... اونجو...
25سال پیش در چنین روزی ... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
کودک که بودم چشم می کشیدم تا سال ها بگذرد و شمع ها دانه دانه فوت شوند همیشه فاصله ی به ۲۵ رسیدن را دور دور می دیدمامروز کودک نیستم به ظاهر بزرگ شده ام .... وهمه جور دیگری نگاهم می کنند .... طور دیگری روی رفتارم چرتکه می اندازند .... خوب است شاید هم بد.اما این هم دوره ای ستبا طعمی جدید و حس و حالی عج...
این آن نیست که می پنداشتم - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
تمام توانم را گذاشته ام .... همه ی حواسم را روی تک تک ثانیه ها جمع می کنم.چشم که می گشایم شروع به تکاپو می کنم تا لحظه ای که چشم می بندم.دنیای عجیبی ست... روزگار سختی شده است ... دوی ماراتون من کی تمام خواهد شد؟بس که دویده ام دیگر برایم رمقی نمانده و باز هر روز صبح به امید تغییر دویدنم را شروع می کن...
دلتنگی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
گاهی دلم تنگ می شودنه برای تو و نه برای آن کسی که سال هاست به انتظارش می خوابمدلم تنگ می شودنه برای کودکی و نوجوانی ام،نه لحظه های خوش رفاقت ها و نه ....دلم برای خودم تنگ می شود.
شادی وشادمانی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
سفید سفید بود،گرم و صمیمی،پراز شادی وسرور .... هنوز حس می کنم غرق رویایی شیرینم.خدایا شکرت که همه چیز به خوبی گذشت.ممنونم.شروع یه مرحله جدید از زندگی فعلا طعم ملسی داره.جای همه ی کسانی که نبودن و دوس داشتم کنارم باشن شدید خالی بود،چه کسایی که مشغلهxa0 نذاشتxa0 باشن چه اونایی که دستشون ازین دنیا کوتا...
این نیز بگذرد - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:12
هرنیم سیکل مثبت یه نیم سیکل منفی هم داره وگرنه باید دی سی بود بدون اوج.تا اوج خیلی فاصله ست.پ.ن:دیگه خیلی خسته شدم خیلی.راه حلشو جلوپام بذار خدای من.