گو از کجا شروع شد ، اون نگاه عاشقونه ؟
که منو پرنده کردو ، شونه هاتو آشیونه ؟
بگو اون کدوم صدا بود ، که دلم باهاش می لرزه ؟
غرورم میشکنه اما ، به شنیدنش می ارزه !
تو کدوم ستاره ای که ، روزمم بی تو سیاهه ؟
از کدوم سیاره ای که ، زمینم بی تو تباهه ؟
فکر تو شده یه باور ، لحظه هام بی تو خرابه
من به امید تو زندم ، بی تو موندنم عذابه
داشتنت برام یه رویاس ، بودنت امید فردام
من میخوام دنیا بدونه ، تو نباشی تک و تنهام
فقط از تو مینویسم ، تویی شعر عاشقونه
بی خیال آدما و بی خیال این زمونه
برچسب:
نویسنده: تايافا