یک پیشنهاد - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
خیلی از ما آدما نمیدونیم چی میخوایم و چی بگیم. در واقع ذهنمون گنگه برای همین خیلی از حرفهایی که میتونیم بزنیم رو نمیونیم درست جمع کنیم و در نتیجه حرف هایی که میزنیم از انسجام خوبی برخوردار نیست.من یک پیشنهاد دارم که دوست داشتم همه دوستان نظر بدن. شاید بدون هماهنگی باشه که به بزرگی خودتون ببخشید.من پ...
فرشته ی زمینی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
از خواب بیدار شد.هوا کمی سرد شده بود ولی همیشه احساس گرما میکرد.نمیدونم یک نفر چقدر میتوانست اثر گذار باشد که در زمانی که سرمای شدید هوا باعث کشته شدن افراد زیادی میشد گرمای وجود رو میشد در درونش احساس کرد.هر وقت هم ازش میپرسیدیم که رمز این چیست همیشه میگفت رمز خاصی ندارد فقط در زندگی کسی را دارم که...
pic - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
اینجا... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
به نام خدا xa0هوای خانه از سردی خاصی پر شده است ،آن همه راه را دویده بود تا به خانه برسد واز سرمای بیرون در امان بماند،اما حالا که رسیده سرمای بیشتری در بدنش حس می کند .در جستجوی مادر از اتاق به آشپزخانه می رود ،البته نه آشپزخانهxadای که در بیشتر خانه ها دیده می شود ،پستویی که یک پیک نیک و تعدادی خر...
مادربزرگ.... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
به نام خدا xa0دائم جلوی چشم هایش بالا و پائین می پرند، یکی کامیونی زرد رنگ با بالابر قرمزرنگ و دیگری اتوبوسی هم قدوقواره خودش در دست گرفتهxa0 و با هم بازی میxadکنند.کامیون و اتوبوس روی جادهxadای فرشی دنبال هم می روند و گاهی جاده ی قرمز رنگ جمع می شود و بعد دوباره جادهxa0 برآمدهxa0 به صافی می سُرد .گ...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
مرا به یاد خواهی آوردآنچنان که بارانxa0،xa0غبار را از سنگ قبر کهنه ای می شویدتاxa0نام فراموش گشته ای بدرخشداز پس سالها ;مرا به یاد خواهی آورد....+ فکر می کردم تو همدردی...ولی فهمیدم تو هم دردی...+ ما ز یاران چشم یاری داشتیم...رفتیم دکتر چندتا قرص ضد توهم داد خداروشکر الان بهتریم...
رفیق سوزی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
کبریت را روشن میکنمو ارام کنار گوشسیگار میگویم :عصر عصر نامرد هاست رفیق!و یک بار دیگر برای ارامش خودم... رفیق سوزی میکنم!!!
امروز - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
انxa0 روز ها ک با تو بودن برایم ارزو بودxa0تمام شد...!امروز باتو بودنیا نبودن فرقی ندارد...سیگار باشد و خیابان ...من میروم تا دود کنم هستی ام را ...!!!
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
همیشه وختی ب ادما نیاز داری نیستن...چیزی نداری ک بگی اما یکی باید باشه ک بگه...+ جمعه است و من تو خونه تنها و حوصله سر رفته...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
من نه قیافه داریم نه تیپولی نه قیافه مهمه نه تیپمهمترین چیزی که باید داشته باشیم اخلاقهکه اونم نداریم :)))))))+عاااااااااااااااااااااااااااالی بووووووووود خخخخخخخخ خیلی خندیدم وختی خوندمش...
تو من رو داری - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
تو اف بی نوشته بود :کسی رو داری که موقع ناراحتی بهت بگه ناراحت نباش تو من رو داری؟!یعنی انقدر خندیدم که نفسم بند اومد...من تازگیا خودمم ندارم چه برسه به کس دیگه...
بیخود بودن... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
مترسک راست میگفت: وقتی کسی منتظرت نیست همان یک پا هم اضافیست...+ بدجوری احساس بیخود بودن میکنم...+ اوضاع خوبه ها...هممون خوبیم ولی من حس بدی دارم...+ دوس دارم هرکاری ازم برمیاد واسه دیگران انجام بدم...+ نمیدونم از کی انخده فردین شدم؟! خخخخ...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
این روزها …بیشتر از قبل حال همه را می پرسم…سنگ صبور غم هایشان میشوم….اشک های روی گونه هایشان را پاک می کنم…اما…یک نفر پیدا نمیشود که دست زیر چانه م بگذاردسرم را بالا بیاورد و بگوید:حالا تو برام بگو...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
xa0اِمـــروز خـُـــــورشـیـــــد شـــــا دِ مـــانــــهـu200f تــَـــریـن طـلوعَــــشرا خــــواهَــــد کــَـــردxa0وَ دُنیـــــــا رَنــــگـِـ دیـــگـرَی خــــــواهَــــــد گـِــــرفتـــــــوَxa0قــَــلبــــــــ هـا بهـ خـاطِـرآمَـدنـتـــــ شـُـروع بهـ تـپـیـــــــــدن خــــــواهَـــــــــد کــَردوَ...
اينم از كنكور - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
اين نشانه حاكمه بزرگه..............ويتيكامون.............احترام بگذارين........هههههههخخخخخخخههههههخخخخسيلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم........حالتون چطوره؟؟؟؟اي منم بد نيستم....نفسي ميادو ميره.....ديگه چه خبر؟؟؟؟از بس آپ نكردم يادم رفته چي بايد بنويسم....آخه مدير وبلاگ باشي و نويسندگي ...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
xa0xa0xa0xa0xa0xa0 سلام به همه ي دوستاي خوبمxa0xa0xa0 منو ببخشين اگه بهتون كم سر ميزنم يا نيستماين روزا سخت درگير كنكورمولي شماها تنهام نذارينقول ميدم نظراتونو چك كنمبرام دعا كنينxa0xa0
سال نو و تولد الههههه جونم..... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامدوستاي گلم عيدتون مباركــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــواسه همتون بهترين آرزوهارو دارم..................عاشششششششششششق همتونم.................اميدوارم تو اين سال جديد هر كدوممون با هركي قهريم ببخشيمش و آشتي كنيم................و اميدوار...
تشكر - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااامممنون از همه ي دوستاني كه بهم تبريك گفتن..................عاشقتونم.....................البته اين نكته رو اضافه كنم........همه ي كسايي كه ميشناسن و نميشناسنم ولي بهم تبريك گفتن
تولدمه - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
تفــــــــــــــــــــــلدم مباركــــــــــــــــــــسلام به همه ي بروبچ چطور مطورينخوش ميگذره اگه هم نميگذره الان ميتونه بگذرهاين شعار منه بابا بيخيال روزگارخب همه بچه ها جمع ان؟؟؟اومدين همه؟؟؟امشب ميخوايم اينجا رو بتركونيماايوووووووووووووووولايوووووووووووووووووووولخب ببين همه اومدن مثه اينكه.حواست...
باران - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:34
کاش فردا باران ببارد! تا شسته شوم از تنهایی ، از غم ، از درد....کاش اشکهای آسمان با اشکهایم گره بخورد تا آدمکها نفهمندم . فردا که باران آمد چترت را با خودت نبر ، من دستهایم را چترت می کنم و چشمهایم را بدرقه راهت....راستی تو می گویی فردا باران می بارد....سلام درست شد همين جا نظر بزارين.....