خرید بک لینک



اين نشانه حاكمه بزرگه..............

ويتيكامون.............

احترام بگذارين........

هههههههخخخخخخخههههههخخخخ

سيلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم........

حالتون چطوره؟؟؟؟

اي منم بد نيستم....

نفسي ميادو ميره.....

ديگه چه خبر؟؟؟؟

از بس آپ نكردم يادم رفته چي بايد بنويسم....

آخه مدير وبلاگ باشي و نويسندگي بلد نباشي.....

آهان راستي بزارين اول يكم نفرين كنم.....

آخه شما چه پدر كشتگي باما دارين كه اينقد مارو ميازارين....؟؟؟؟

آخه ما چه هيزم تري به شما فروختيم....؟؟؟؟؟

ميدونين كيو ميگم؟؟؟؟خب معلومه ديگه اين طراحايه(....)

خب بچه ها امسالم وردل خودتونم.....امسالم از دانشگاه خبري نيس...

آقا چقد سخت بود؟؟؟؟؟؟چقد مفهومي بود؟؟؟؟؟؟چقد يه جوري بود؟؟؟؟؟

همه اينا بكنار....

آدم چقد بايد خوش شانس باشه .؟؟؟؟؟

اول كه ساعت يه ربع به7راه افتادم حوزه رو پيدا كنم....

حالا رفتيم هرچي ميگرديم خدايا اينجا كه مدرسه اي نيس...

خر بيار باقالي باركن(نه ببخشين بايد ميگفتم جا تره بچه خودشو خيس كرده)

آدرس تويه كارت اشتباه بود.حالا منم زدم زير گريه ...

بابا كنكور شروع شده من ميدونم....

بابام ميگه دختر آخه لس آنجلس نيس نتونيم پيدا كنيم

بعد كلي گشتن پيدا كرديم حوزه رو....

حالام كه رفتم ...باورتون نميشه دقيقا همون اول سالن....

بلد نبودم نشستم شمردم يه دختره در طول كنكور 3بار رفت دستشويي

من همش استرس داشت همچين مشكلي سراغم نياد......

بسكه استرس داشتم........

هرچه بي هوشيو و فشار افتادگيو غشي بود از جلوي من ميبردن پايين...

دوتا مراقب پرفك هم دقيقا جلوي صندلي من واستاده بودن....

عين مگس ويز ويز ميكردن....

دلم ميخواست پاشم همون پارچ آبو خالي كنم رو خودم...

اون دوتا رم با اردنگي پرت كنم پايين....

اون يارو هم كه پشت ميكروفنه يدم حرف ميزد....

به من ميگم تبسم خرشانس....

خلاصه كه اينم از كنكور ما....

راستي رفقا---بروبكس از همه كسايي كه اين مدت تنهام نذاشتن

بهم سر زدن....ميگم خيلي چاكريم....

از اين به بعد بيشتر ميام بيشتر بيان.....

فعلا.....

اين عكسم شكار كردم....حال كنين...


kddzb0gfy7e0ts8zv58o.jpg


برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:34

صفحه بندی