باز هم از کتاب بعضی ها هیچوقت نمیفهمن..
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:28
کتاب هم مثل دارو میمونه، غالبا کسی سراغش میره که دردمند باشه..هیچوقت دوستتو محک نزن! دوست دخترتم همینطور.. هیچکس رو! گاهی کسی یه عمر مراقب یه خورجین چرمیه که توش فقط پر از سنگای رنگارنگه. ولی اون تماممدت خیال میکنه اون تو پر از جواهره. چنین کسی آدم ثروتمندیه، حتی اگه تو خورجینش فقط سنگای شیشهای باشه...
کتاب 1984 اثری ماندگار از جرج اورول..
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:28
xa0این کتاب هم مثل کتاب مزرعه حیوانات جرج اورول سعی دارد نحوه کار سیستمهای حکومتی سرکوبگر برای کنترل زندگی و افکار و رفتارتوده مردمxa0را بیان کند. کتابی گیرا که واقعیت دنیای امروز را به شیوه ای نمادین نشان میدهد.. درست به روشنی کتاب قلعه حیوانات.. شستشوی فکری و درگیر کردن افکار انسانها با نیازهای او...
33
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:21
"دیکتــــــ ــــــاتور"تویـــــ ـــے و آغوشــــــ ــــــــــت !کـ ــه هـ ــر بــ ــارمــ ـرا تسلیــــ ـــــــم مـــ ــے کنــ ــد . . . !
32
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:21
هی پسر دیوونم میکنی وفتی میایی نزدیکترمیگم سرما خوردم برو کنار مریض میشی....یه هویی محکم منو میگیری بغلت و لبامو میبوسیبعد میگی عاشق اینم که سرماخوردگیت بهم سرایت کنه...
31
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:21
تابستونا همش میریم جای همیشگیکه من بهش میگم پاتوق اجدادی چون از همه جا فک و فامیلای ما میرن اونجاچن روز پیش منم اونجا بودم محمدم کشوندم اونجا ولی فقط 3روز پیشم بودبعدش کار داشت رف منم دیدم حوصلم نمیکشه برگشتمالبته میگفتم تلافی میکنم....حالا از 5شمبه اون رفته اونجا هی میگه بیاتوروخدا بیا بذار ببینمت ...
30
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:21
آب شور دیده ای ؟ میگویند هر چه بخوری سیر نمیشویبوسه های شیرینت همانگونه اند....
29
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:21
خیلیا هستن که صدات میکننولی فقط یه نفره که میخوای وقتی صدات میکنهصداشو ببوسی!
28
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:21
من عاشق هوس های عاشقانه تو املب هایت را به من بدهبه جهنم که مرا به جهنم میبرند !عشق بازی با توخود بهشت است .
27
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:21
تو خونه کسی نبود یعنی تقریبا تنها بودیمفقط آبجی کوچیکه من بود اونم داشت فیلم میدیدمحمد یه هو گف هی تو چرا دماغتو عمل نمیکنی؟گفتم منتظرم تو اون دماغ گندتو عمل کنی اگه مشکلی پیش نیومد منم عمل کنمیه کمی دلخور شدم رفتم اتاق بغلی دیدم اومد وایساد نگام کرددستاشو باز کرد اومد طرفم منو گرف تو بغلشدستاشو گذا...
26
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:21
محمدم چقدر دلم میخواس الان که تنهایی پیشت باشمو هر صبح خودم برات صبحونه درست کنمو بیام پیشت آرومم ببوسمت بگم عشخم بیدار شو صبح شدهچقد میخوابی تنبل بیدار شوبعد باهم صبونه میخوردیم
25
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:21
دیگر هیچ مزه ای دلچســـــب نخواهد بودمن تمام حــــسّ چشایی ام را روی لبانت جا گذاشتم....+طعم لبات جز اصلی ترین مزه زندگی من است.
24
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:21
میگردد در شهر تــن مــن........لب های ولگرد تــــــــو!
4
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:20
امروز بعد از مدتهاااا رفتم تمرین پیانو...آخی خیلی دلم تنگ شده بودااا!xa0 ولی اینقد این اتاقه گرم بود !!!!کولرش مشکل داشت منم داشتم اونجا ذوب میشدم!چند بار بلند شدم برم خونه ....ولی بازم تا آخرش موندم!اولشم هی میزدم میگفتم این یه مشکلی داره به آقای ش گفتم اومده میگه بزن ببینم چشه ....بعد میگه این هیچ...
3
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:20
فک کن من اومدم یه جزوه دانلود کردم که مثلا کد نویسی واسه تمپلیت های وبلاگ رو آموزش بده.....کلا چند صفحشو که خوندم بوسیدم گذاشتمش کنار...فِک کنم بهاره دید من اینقد عآآآآآجز شدم تصمیم گرفتم خودش یه کاری واسم کنه!بعله. بهم گفته طرحی که تو ذهنته رو بِکِش تا واست یه کاریش کنم!!!!+ یکی نیس بگه خُ من اگه ط...
2
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:20
دیشب که رفتم خونه عموم اینااااا ...بعله تازشم خوابم میومد خوابیدم اونجا همه داشتن مسابقه والیبال نیگا میکردن ...من هراز گاهی بلند میشدم ببینم چند چندندیگه بهاره هم حالش بده کلی رفتیم رو مخش که نره شرکت هی میگه نه من میخوام برم خوبم! ...بره اونجا حالش بد بشه دیگه کی کمکش کنه؟والا!از همین اول کاری هم ...
1
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:20
امروز کنکور دادم....بسیار سخت تر از چیزی که فکرشو میکردم بود و کلا داغون شدم....فکرشو کن دقیقا روز قبل از کنکورت منس بشی....خب این مدتی که نبودم خیلی اتفاقای مختلف پیش اومد....بعدا سر فرصت میتعریفم ....ولی یکی از اتفاقای مهم اینه که حمید داره طلاق میگیره....خانووووومش مهریشو اجرا گذاشته!!!!منم حالا ...
کلینیک خدا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:20
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...xa0خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایینآمده.xa0زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطرابنشان داد.xa0آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشقنیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود .xa0و آنها دیگر...
تصاویر زیبای طبیعت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:20
بقیه در ادامه مطلب
داستان دانه سپیدار
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:20
دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: من هستم، من این جا هستم. تماشایم کنید. اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان ...
نیمه شعبان مبارک
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:20
مژده اي دل که شب نيمهشعبان آمدبر تن مرده و بي جان جهان جان آمدبانگ تکبير نگردرهمه عالم بر پاستهمهxa0 گويندxa0 مگرxa0 جلوهxa0 يزدانxa0xa0 آمداززمين نوربه بالا رود امشب زيرانور خورشيد امامت همهxa0 تابانxa0 آمدقائم آل محمد (عج)گل گلزار رسولحجه بن الحسن (عج)آن مظهر ايمان آمدنیمه شعبان بر همه دوستداران و...