خرید بک لینک

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایینآمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطرابنشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشقنیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود .

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتمچون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیداکرده بودم...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینیهم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنواییام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه

که در طول روز بامن سخن می گوید نمی شنوم ...!

خدایمهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان دادو من به شکرانه اش

تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که درکلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

هر روز صبح یک لیوانقدردانی بنوشم

قبلاز رفتنم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعتیک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانیکه به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانیکه به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرفکنم.

احمد شاملو

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:20

صفحه بندی