کتاب هم مثل دارو میمونه، غالبا کسی سراغش میره که دردمند باشه..
هیچوقت دوستتو محک نزن! دوست دخترتم همینطور.. هیچکس رو! گاهی کسی یه عمر مراقب یه خورجین چرمیه که توش فقط پر از سنگای رنگارنگه. ولی اون تماممدت خیال میکنه اون تو پر از جواهره. چنین کسی آدم ثروتمندیه، حتی اگه تو خورجینش فقط سنگای شیشهای باشه. این آدم فقط حق نداره در خورجین رو باز کنه..
برف پا نخورده وجود نداره!
قبل تو هم یه نفر باور داشته، شک داشته، خندیده، گریه کرده، تو فکر که بوده دستش رو توی دماغش کرده، درست عین تو، همیشه یه نفر قبلآ همه ی این کارا رو کرده. همیشه یه نفر یه درجه بیشتر از اون چه که در توان توست، صعود کرده، حتا خیلی بالاتر از تو. این نبایست روحیه ت رو ضعیف کنه. صعود کن، برو بالا و بالاتر. اما بدون که نوکی برای این قله وجود نداره. بدون که برف پا نخورده وجود نداره...!
نذار ابهت هیج آدم خبره ای تو رو بگیره. اون بهت می گه که: “دوست عزیز، من بیست ساله که این کارمه!” آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده!..
وه که دنیای ما چقد کوچیکه اینو حتما بایست بدونی.. از اون ساعتی که بهت پودر نوزاد میزنن تا اون ساعتی که تو قبر کرایه ای میذارنت تمام وقایع عمرت فقط و فقط بین دویست نفر آدم میمونه!
تو مدرسه سر ما رو کلاه گذاشتن و وقت و جوونیمون رو ازمون گرفتن. ما نه معلم به معنی واقعی کلمه داشتیم و نه راهنما. یه مشت کارمند بودن که میاومدن درس میدادن. تازه کارمندای خوبی هم نبودن.»
آدمیزاد همیشه آتیشِ یه امید تو دلش برافروخته بوده: اون همیشه امیدوار بوده که برای یهبار هم که شده بدون فک و فامیل و با آرامش زندگی رو سر کنه.
فامیل تشکیل میشه از یه مشت آدم با جنسیتهای مختلف که وظیفهی اصلیشونو فضولی کردن تو کارای تو میبینن.قبایل وحشی سرخپوست یا با هم درحال جنگند یا دارن چپق صلح چاق میکنن ولی فامیل میتونه این هردوکار رو باهم انجام بده!
فامیل همدیگه رو خوب میشناسن، اینه که هیچوقت نمیتونن از ته دل همو دوست داشته باشن..فامیل اغلب به شکل دلمه های زشت دور هم گوله میشن..(توخولسکی هم به اندازه من از زندگی گله ای بدش میاد!)
تجلیل از یه نفر که تو جنگ کشته شده، یعنی به کشتن دادن سه نفر دیگه تو جنگ بعدی.
اگر حروف سیاه و برجستهی روزنامهها را برمیداشتن٬ چهقدر دنیا ساکتتر میشد..
برچسب:
نویسنده: تايافا