جشن دومین سال رهایی آقا سعید مرزبان نمایندگی افسریه - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
با نام و یاد قدرت مطلق اللهروز پنجشنبه نهم خردادماه دستور جلسه "در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره60 من چه کردهام؟" با استادی ایجنت محترم نمایندگی آقای محمد جلالی و نگهبانی آقای حسین عمریه مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت دومین سال رهایی مرزبان دوست داشتنی افسریه آقا سعید را جشن گرفتیم.برگزاری انتخ...
خدافظی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
بچه ها ببخشید از مطلب نترکیدم دیگه وخ نشدxa0ایشاا.. 2،3 هفته بعد پس خدافسسسسسسسسسسس
جونگییییییییی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
سلامامیدوارم حالتون خوب باشهبروبچ با صفا من از فردا تا 2 ،3 هفته دیگه نیستم آخه میخوام برم مفاسرت واسه همین امروز میخوام بترکم از مطلبمنتظر باشیناااااااااااااااااااااااااااااااااااااااادوستون دارممممممممممفعلا
لوگو - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
بی کار بودم یه لوگو ساختمبه نظرتون چه طوره؟؟xa0xa0xa0xa0
اسكى ادامه - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
خوب خلاصه اون اسنو وحشية زد بهم و منم سرعتم زيااااااااادانقدر قل خوردم كه همين طوري تا ته بيست رفتم منم كمر و زانو هام تركيد اسكى و بوت هاشم سنكينه خوب بعد اون بسره ى وحسى مياد ميكهاوااااااا زدم بهت xa0كفتم بله متاسفانه كفت أشكال نداره بابا و كذاشت رفت من اصلا ديكه نمى تونستم تكون بخورم كه اينو كه ك...
خاطرم از اسكى (يونك) - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
خوب اقا همون طور كه دوستام ميدونن و شما ها نمى دونين اسكى يكى از ورزش هاى لذت بخشى واسم و كل خاندانم اسكى باز بودن و منم از بس اسكى اسكى كردم كله ى همه ى دوستام كجل شدهxa0خوب من دوسال بيش يعنى وقتى كلاس اول بودم ( راهنمايى )رفتم اسكى اون روز كلا زياد حالم خوب نبود أما با ديدن دختر خاله هام خيلى شارز...
جیمی و شاهین - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
سلامی 2بارهما در مطالب قبلی صحبتی از جیمی و شاهینxa0 کردیم حتما براتون سوال شده که جیمی و شاهینxa0 کین ؟؟جیمی داداش و صمیمی ترین دوست منه !!!! ما از بدو تولد با همیم ولی متاسفانه جز من و 4 نفر دیگه یعنی همین هیون و هیونگ و یونگ و کیو کس دیگه ای نمیتونه اونو ببینه!!!!!!!!!!!! من تو مدرسه هم باهاش بود...
تولد کیو - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
سلامخوبین ؟خوب حالا میریم سراغ تولد کیو جون ببخشید دیر شدااااااااای جوندر ادامههههههههههههههههه.................
گم شدن تو مشهد - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
سلام داداشای خوبماول از همه میخوام بگم :xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 عیدتون مبارک وبعدشم میخواستم بگم ببخشید خیلی وقته مطلب نمیذارم آخه مسافرت بودم . میخوام یکی از خاطره های مشهدو بگم . یه روز غروب که میخواستیم برای نماز مغرب ...
عیدتون مفارکککککککککک - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
سلام به همگیییییییییخوبین؟ گفتم قبل هر چیز بگم :::::عیدتون مبارکککککککککککککککک. مهدي نظري به ما عنايت کنمارا به صراط خود هدايت کنمهدي! اگر از منتظرانت بوديمچون ديده ي نرگس نگرانت بوديمبا اين همه روسياهي و سنگدلي اي کاش که از همسفرانت بوديم
من بی تو هیچم - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
میخوام بگم... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
قلب - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
من چقدر غمگین و خستم - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
چهارشنبه سوری - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
font size="3">xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 میخاهم چهارشنبه سوری راه بندازمxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ولی این بار با اتشی که تو به جانم انداختی.
دوستت دارم - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
قضاوت - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگیمقضاوت کنی بهتر است کفش های مرا بپوشیو در راهی که من قدم نهادم توووووووووو قدم برداریxa0از کوه ها و دشت هایی عبور کنی که من کردماشک هایی را بریزی که من ریختم و دردها وخوشی هایی را که من تجربه کردم توووووووووووتجربه کنی و سالهایی را بگذرانی که من گذراندمروی سنگ ...
همدیگر را فراموش نکنیم. - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
همدیگر را فراموش نکنیمشاید سالهابعد در گذر جاده هابی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم ان غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود...!
تنهاست... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:09
کســـی کــــه همـیــشه سعـــی میکــنه بقیـــه رو شـــاد کنـــهبیشــــتر از همــــــــه تنهـــــــــــاستاون رو تنهـــــــــا نـذاریـــــدچــــون هیچوقــــت بـــــه شمــــا نمیگــــه که بهــتون نیـــاز داره …