خرید بک لینک
خوب اقا همون طور كه دوستام ميدونن و شما ها نمى دونين اسكى يكى از ورزش هاى لذت بخشى واسم و كل خاندانم اسكى باز بودن و منم از بس اسكى اسكى كردم كله ى همه ى دوستام كجل شده

خوب من دوسال بيش يعنى وقتى كلاس اول بودم ( راهنمايى )

رفتم اسكى اون روز كلا زياد حالم خوب نبود أما با ديدن دختر خاله هام خيلى شارز شدم و شروع به بازى كردم و جون اون موقع تازه لباس جديد كرفته بودم خيلى خوشحال و جوكير بودم

عاغااااااا جون ما هم جومون وحشتناك زد به دختر خالم ( مريم ) كفتم بيا مسابقه بديم منم جوكير شدم و از اونجا كه دختر خالم مربيه خيلى تند ميره ولى من بهش ميرسم خلاصه مسابقمون شروع شد

( جدا از مطلب )

اسكى دونوعه يعنى الپاين و اسنو ما ها به غير از جند نفر تو خانواده همه الباين بازى ميكنيم و بيش تر اونايى كه اسنو بازى مى كنن كلا وحشى ان بله اينو واسه ادامه گفتم

( داستان اصلى )

خوب عاغا مسابقه شروع شد ديدم شروع نكردم دختر خالم رفت عاغا جون بيست أصلى خيلى شلوغه جون همه ابتدايى ها كه تازه مى خوان ياد بكيرن ميرن اونجا و دختر خالم مسيرشو كج كرد منم پشتش رفتم بيست زنونه ( البته اسمش زنونس ازاده همه ميرن )

ما همين طوري داشتيم مى رفتيم ى عشق و حال ميكرديم كه يه دفعه يه اسنو بردى از اون وحشى ها اومد زد بهم ادامش بست بالا

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:09

صفحه بندی