نداشتن...داشتن... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
نداشتن هیچگاه به تلخی فراموش کردن یک داشتن نیست... xa0www.hesaredel-reza.blogfa.com
حرف حساب... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
تلخ ترین حرف...دوستت دارم اما...شیرین ترین حرف......اما دوستت دارم.به همین راحتیxa0 جابه جایی کلمات زندگی را دگرگون میکند...xa0www.hesaredel-reza.blogfa.com
بهانه... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
دلم به بهانه تو گریست...بگذار بگرید...و بداند...انچه میخواهد همیشه نیست...xa0www.hesaredel-reza.blogfa.com
یوووووووووووهووووووووووووووووووووو - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
ادامه مطالب....xa0
میترسم از هر چی که جامونده.. - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
دیدی..بریدی..نشستی کنارم خندیدی ..راست گذاشتی -صاف گذاشتی رو لبه وکناره گیری..دیدی.. بریدی..خندیدی به پروانهای که بال میزند لای بالهاش شعله میکشد راست میایستد..دیدی از وقتی بریدی..خراب شده ام،xa0دیگر درست زندگی نمی کنم.. دیدی حقیقتهمیشه برهنه بود،..و منxa0ِ خوش خیال هم ، خجالتی..دیدی این دلتنگیزبان ...
اسـپـاسـم.. - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
سرش رو گذاشت رو بالش،چشماشو بست.وای چه خبر بود تو مغزش!عجب برو بیایی داشت!چقدر آدما توشحرف میزدن!خودش رو اون وسط دید که هاج و واج داشت به اطرافش نگاه میکرد.اینا کی ان؟اینجا چی کار دارن؟دکمه ی pause رو زد!صدا قطع شد،همه خشکشون زده بود.کنترلشم انداخت تو پارچ آب......آخیییییییییش!حالا دیگه میتونست با خ...
حالم بده.. - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
همین.خـیـلـی حـرفــه xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0۹۲/۰۴/۰۶
تــابـسـتـون کـوتـاهـه.. - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
یک عصر پنج شنبه ای کسل کننده و من و توهمات و آفتاب داغ وسط این رنگین کمون از قرصام..همش فکره اینم که نکنه تهدیدشو عملی کرده باشه ، شماره ای هم ازش ندارم ، هفته پیش گوشی موبایلمو گم کردم و هیچ دسترسی به هیچ شماره ای و هیچ کسی ندارم و علی رغم آی کیوی بالایی که دارم ذهن ماندگاری ندارم وxa0 وقتی حتی نزد...
۲۵ - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
گـاهـی شـدت ضـربـه انـقـدر سـنگـیـن است که آدم کـر و لال می شـود، و هـمـه جـملـه هـای از هـمـیـن دست !یهxa0دوستی میگفتxa0انگاری تا کامل به خاک سیاه نشینی خبری از خوشبختی نیست..روحش شاد.. عمرش به عدد ۲۵ نرسید..
خــرداد، حـالا مــاه شــدی.. - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
xa0این چند روزxa0 آخری که بر خرداد گذشت انگاری همه تاریخ و زمان را نگه داشته بودند و همه زل زده بودن به ایران! حتی تویی که میگویی چه فرقی به حال من دارد و ازین لفظا.. ته قلبت لابلای لبخندها و فریادها، کمکم بیرون ریختی بغضهای فروخوردهی همهی این سالها را.. اگرچه واقعا چندان هم شاد نبودی ، ولی یه حس سب...
لـورازپـام ۱ - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
روزهـای پـراکـنـده مـن در ولـنـگـاری مـطـلقـی بـه سـر مـیـبـرنـد..xa0xa0هـر صـبـح زنـده بـه گـور مـیشـوم بـا سـه قـطـره خـون از بـوف کـور.. ثـانـیـه هـایـم هــمـان سـگ ولـگـرد هـدایـت اند..!xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0cnaxa0xa0xa0xa0 xa0۱۳۹۲/۰۳/۲۳وxa0 من هـر شـب مـسـخ...
گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست.. - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
xa0-xa0 هـنــوزم مــیشـه بـه آیـنـده امـیـدوار بــود؟ -xa0 نـه مـتـاسـفـانـه، مـهـلـتش تـا دیـروز بـود.xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0
تکلیف تنهاییم روشن بود.. - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
xa0دﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ِ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍﻡ،ﺑﺎ ﮐﺎﻓـﻪ ﻫـﺎﯼ ﺑــﯽ ﺗﻮ ﺩﺭﮔﯿﺮﻡ ،ﮔﻔﺘﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﯽ ﺗﻮ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺮﮒ،ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ِ ﺭﻓﺘــﯽ ﻭ ﻧﻤﯽxa0ﻣﯿﺮﻡ،ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ِ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍﻡ ، ﺗﻮ ﺗــﻮﯼ ﺁﻏـــﻮﺵ ﯾﮑﯽ ﺧــﺍﺑﯽ، ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﻧﯿﺴﺖ، تو ﺑﻬﺘـــﺮ ﺍﺯ ﻗﺮﺻـــﺎﯼ ﺍﻋﺼﺎﺑــﯽ، ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻌـــﺪ ﺍﺯ ﺣــﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍﻡ، من ﭼﻬﻞ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﻡ، ﺑ...
نـوسـتـالوژی خـرداد.. - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
xa0انگاری خرداد همش پر از رخدادِ ، رخدادهای تلخ و تلختر ، گاهی هم که به شیرینی میزنه، آخرش گندش در میاد..نوستالوژی ماهِ خرداد ، شاید به امتحاناتش باشه و امتحانات ثلث سوم که الان ظاهران دیگه قاعده بازی عوض شده وxa0بدنبال اون کارنامه ای با مهر ممهور شده [قبولِ خـــــرداد!]xa0 وxa0 گاهی هم کار به پلی آ...
آغاز - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
عشقي که تنها با يک نگاه آغاز ميشود ،xa0با شناخت سست و سست تر ميشود ولي عشقي که با شناخت آغاز ميشود با هر نگاهي عميق و عميق تر ميشود . . .
کاش - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
کاش میفهمیدیاونی که برای به دست آوردن محبت توحاضره تنش رو در اختیارت بذاره...xa0فاحشه نیستو اونی که بخاطر به دنبال خودش کشوندن توتنش رو ازت میدزدهباکره نیست...من به فاحشه بودن ذهن بعضی باکره هاو باکره بودن ذهن بعضی فاحشه ها ایمان دارمدكتر شریعتیxa0
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
دلت میخواست دستای همو بگیریم و اینجا قدم بزنیم؟
زندگی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
اگر دیگر نگذاشتند زندگی را ببینم ،گفته ام که نثرهایم را به چاپخانه بدهند تا چاپ کننداما شعرهایم راکه از دستبرد هر چشمی پنهان کرده ام،دکتر علی شریعتی
شیشه - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
روی آن شیشه تب دار تو را (( ها )) کردمxa0اسم زیبای تورابانفسم جا کردمشیشه بد جور دلش ابری و بارانی شدشیشه را یك شبه تبدیل به دریا کردمبا سر انگشت کشیدم به دلش عکس تو راxa0عکس زیبای تو را سیر تماشا کردمxa0
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:14
دخترم ژرالدینتن عریانت را به کسی بسپار که روح عریان تورا دوست داشته باشدنه جسم عریان تورا...