دلم از غم شده پاره
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
غم دنیاس وقتی عشقت دور از اینجاسوقتی دل بی رمق و خسته و تنهاسغم دنیاس دل آدم بشه حساسوقتی عشقت تو دلش نباشه احساسغم دنیاس اون بره و ترکت کنههیچ کسم نباشه که درکت کنهغم دنیاس تو لحظه ی خداحافظی بفهمی که دیگه بهش نمی رسیغم دنیاس وقتی عشقت بد شه خیلیوقتی که به تو نداشته باشه میلیغم دنیاسوقتی خوابشو ببی...
عشق تلخ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
نیمه شب آواره و بی حس و حالxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 در سرم سودای جامی بی زبانپرسه ای آغاز کردیم در خیالxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 دل به یاد آورد ایام وصالاز جدایی یک دو سالی می گذشتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0یک دو س...
وقت اضافی برای خدا !!!
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
چقدر خنده داره کهxa0 یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساستxa0 ولی ۹۰ دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره !چقدر خنده داره که صد هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ هنگقتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید میریم کم به چشم میاد !چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساع...
محرم آمد
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
"السلام علیک یا ابا عبدالله "ای اهل زمین ، عید گذشت و خبر از یار نیامدبر زخم دل فاطمه غمخوار نیامدچند روز دگر مانده که با ناله بگوییمای اهل حرم میر و علمدار نیامدسقای حسین سید و سالار نیامد***کاش بودیم آن زمان کاری کنیماز تو و طفلان تو یاری کنیمکاش ما هم کربلایی می شدیمدر رکاب تو فدایی می شدیم***زین...
خبر جدید
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
سلام دوستای خوبم می خواستم بهتون بگم که بالاخره من استخدام شدم و از بیکاری نجات پیدا کردم ، از اول مهر ماه شدم خانوم معلم ...... تو همون رشته ی خودم ، مدرسه ی استثنایی ، کلاس اولxa0 ( جلد یک ) ، شیفت عصر ،از مدرسه تا خونه مون هم ۴۵ دقیقه راهه .فعلا هم شش تا شاگرد دارم البته بعد از کلی جا به جایی.......
انسان ها
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است : xa0دسته اول آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم نیستند ، عمده آدم ها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم می شوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند . دسته دوم آنانی که وقتی هستند نیستند...
یک داستان جالب و آموزنده
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
مردی ، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد . همه آرزوی تملک آن را داشتند . بادیه نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند ، اما مرد موافقت نکرد . حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه نشین تعویض کند . بادیه نشین با خود فکر کرد : حالا که ...
سکوتـــــــــــــ …
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0xa0سکوتـــــــــــــ …xa0و دیگر هیچ نمی گویم …!xa0که این بزرگترین اعتراض دل من استxa0به تو …xa0سکوت را دوستـــــــــ دارمxa0xa0به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ …..
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0xa0به بعضی ها باید گفت عزیزمxa0.xa0.xa0.xa0 یه برنامه بزار دیگه نبینیمت!
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0xa0xa0xa0این تو نیستی که مرا از یاد برده ایxa0این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از xa0xa0xa0نزدیکی ذهن تو عبور کندxa0xa0صحبت از فراموشی نیست ، صحبت از xa0xa0لیاقت است !!!xa0xa0
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0xa0xa0xa0مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد تو می اندازد ؛ xa0xa0xa0طعنه های دیگران است !xa0xa0xa0شاید اگر این دیگران نبودند تو زودتر از اینهاxa0xa0xa0xa0برایم مرده بودی . . .
بی وفا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0xa0xa0در آغوش خودم هستمxa0xa0من خودم را در آغوش گرفته ام ! نه چندان xa0xa0با لطافت وxa0نه چندان با محبتxa0xa0xa0xa0اما وفادارِ وفادارxa0xa0
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0xa0xa0xa0گاهی خیال میکنم روی دست خدا مانده ام....xa0خسته اش کرده ام!!!.....xa0خودش هم نمی داند با من چه کند...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0xa0xa0هی ( ر ا ه ) آمدم با تو ...xa0هی (ه ا ر ) شدی با من ...xa0xa0xa0xa0xa0اونقدر فراموشت کردم که حتی واسه ابراز تنفر همxa0xa0xa0تو ذهنم نمیای !
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0گاهی هوس میکنم در آغوشت حل شوم!xa0با همه بی محلی هایتxa0با همه ابراز احساس نکردن هایتxa0با همه سردیت هنوز برایم گرم ترین حس دنیایی...xa0xa0
تسبیح...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
p>xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0تسبیحی بافته امxa0نه از سنگ...xa0نه از چوب ...xa0نه از مروارید ...xa0بلور اشکxa0هایم را به نخ کشیده ام xa0تا همیشه برای شاد بودنت دعا کنند ...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0کاش می فهمیدی برای اینکه تنهایم تو را xa0xa0نمی خواهم بر عکس ... xa0xa0برای این که می خواهمت ، تنهایم ...
اوووف شدم . . .
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0لبخند تو معجزه ست معجزه کن دوباره . . .چشمتون روز ِ بد نبینه دستم اووف شد ! شیشه تو دستم شکست و کل دستم ُ زخمی کرد ! اول یک خراش کوچولو بود بعد یه چند دقیقه دستم پـُر خون شد . یه کمی (الکی) شلوغ کردم که ای وای رگ انگشتامxa0زدهxa0بیرون :) خواهرمxa0که بسی دل ِ مورچه داره طاقت دیدن نداشت رفت اتاق! و...
تنهایی . . .
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0دوستـت دارم ٬طولانیxa0 . . .xa0آدم یه وقتایی دلش میگیره و دوس داره از لاک تنهاییش بزنه بیرون و قاطی آدم ها بشع ! و حتی یک ثانیه به هیچی فکxa0 نکنه و بی خیال تمام دغدغه هاش بشه !. . . xa0امروز دلم گرفت ! نه امروز ٬ بارها دلم گرفت !xa0اینبار من بودم و کسی نبود تا تنهایی ام را باهاش قسمت کنم ! گاهی ...
دوست میسی . . .
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 17:47
xa0در این پیچیدگی ها ، من چه ساده دوستت دارم !یه دوست دارم که زیادی با هم صمیمی نیستیم ولی یه جوراییxa0ماهی یک بارxa0از حال ِ همدیگه باخبر میشیم ! این دوست ِ من از مــَردا بسی متنفر بود ! جوری که اصلن با پدرش هم خوب نبود ینی دوسش نداشت ! وقتایی که با هم میشدیم سر به سرش میزاشتم و میگفتم مهدیس فلان پ...