دوستت دارم رازيست که درميان حنجره ام دق مى کند وقتى که تونيستى...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
تورامى خواهم ونيستى....اين بى رحمانه ترين اتفاق هر روزاست...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
امروز از خواب بعد ظهر چشم بستم ونشستم پشت میزرو به تمام پنجره ها تو را صدا کردممدت هاست که نهxa0باد می اید نه باران نه کلاغ...عجیب حوصله ام سر رفته استتلویزیون و چای و کتابقدم زدن در خیابان بعداز ظهرگنجشک ها را دانه ریختنگلدان ها را آب دادن هم چیزی را عوض نمی کند!همه در خیابانپشت تمام پنجره ها انگار...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
فصل فصل پاییز استدرخت هابه انگشت هایشان حنا می بندندناخن ها یکی یکی کشیده می شوندقطرهقطرهروی زمین می چکندمن احساس باغبانی را دارمکه تمام نهال های باغش را شکسته اندمثل سگ پارس می کنمخون انگشتم را می لیسمزبانم را گاز می گیرمودست هایم را حنا...تبم پایین می آید!!
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
پوستت مي خنددهزاران گل به يكباره در باغباني مي شكفدو ماه هاي زيادي xa0xa0 با لباني كشيده xa0xa0 روي گونه هايت مي نشيند xa0xa0 انگار تمام جهان مي خنددxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 وقتي كه تو مي خندي!!
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
به ابر گفتمxa0کمی از بارانت را پای ریشه های تشنه امxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ببار! -این پیاله خالی از ان کیست؟!xa0فکر کن خار شتری هستم که نا خواستهxa0از لای موزاییک های اداره ای بیرون امده ام یا درختی کهxa0 هیچ گاه نمی خواستم xa0xa0...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
در من مورچه هاییکلمات اسیدی را به دهان گرفته اندو بی قرار xa0xa0xa0xa0xa0 در خود می لولند!اما من:xa0 دهانم را بسته امچشم هایم را بسته امو گوشهایم را...عاقبت مورچه ها پوستم را سوراخ می کنند!!!
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
هر گاه نامت را مي شنوماحساس مي كنم كه تشنه امو فكر مي كنم كاكتوسي هستم در بياباني دور افتاده از خودشبي جهت گريه مي كنمبي حهت سيراب مي شوم!!
به خاک افتاد مشک از دست ساقی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0فرا رسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) و ۷۲ تن از یاران با وفایشان را به همه دوستان عزیزxa0تسلیت عرض می نمایم.با چند قطعه شعر جدید نذر آقا ابوالفضل العباس (ع) به این امید که ... قبول واقع گردد. به روزم! انشاا... همچنان با نظرهایتان یاری گرم باشید.xa0xa0دریاوحشیانه در خودش جذر و ...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0 تقدیم به ساحت مقدس آقا امام رضا ( ع )xa0آقا !سال هاست که قرار استبی قراری چشم هایمکه مبتلای کوچک – نگاه توست رابر پنجره ی پولادی اتببندمشتا نذرهای مادرم ادا شوداما دردهایمان آنقدر بزرگ استکه با هر چقدر قناعت همقلک های کوچکمان پر نمی شود!و درد خودکارمانسپید کاغذها را سیاه کرده استشاید اینها بهانه...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0 سلام به همه دوستان. این بارxa0شما را دعوت می کنم بهxa0چند کار کوتاه :xa0دریاxa0به رنگ آبی دریا نیستپنجره آبی نیستآسمان به رنگ آبی دریا نیستچشم های من سیاه ...چشم های شما همxa0سیاه ؟!xa0xa0xa0xa0پنجره چقدر تاریک استدر پنجره تنهاxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 من و اتاق هستیمxa0xa0xa0xa0xa...
لوس ِ خودت می کردی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0xa0xa0xa0u3000u3000یک روز خودت دختر دار می شوی;آن روز یادت می اندازمکه دختر است و لوس بازی هایشکه دختر است و تمام ِ ذوق هایشبرای ِ نوازش های ِ توآن روز اگر بودمبا هر عنوانی در زندگی اتیادت می اندازم کهمن هم دخترکی بودمکه ذوق نوازش تورا داشتآن روز ،می خندی و عاشق لوس بازی های ِدخترت می شویذوق ِ غر...
حسرت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0xa0روزی حسرت خواهی خورد؛ روزی که خواهی فهمیدجز من...هیچکس اینگونه مجنون وار...لیلایت نمی شود...!!!
خیلی وقته
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0xa0xa0+کاش منم مث تو بودم xa0xa0xa0xa0+اشک روی صورتم هست دونه دونه تو دنیا کسی قدر دل منو نمیدونهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 خیلی وقته دلم تنگ شدهxa0واسه کسی که بهش بگم:xa07صبح بیداربودی بیدارم کن !xa0اگه رفتم پشت خطش قطع کنه وبگه:جونم...xa0اگه باهاش قرار گذاشتم زودتر از من بیادxa0...
"لـبـاس ِ سـفـيـد"
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0xa0xa0ـاشـَد مـَن تـسـلـيـم . .xa0امـّا چـه فـايـده xa0وقـتـي مـيدانـَم آخـر سـر xa0بـه جـاي ايـنـکـه مـَن بـرايـَتxa0پـرچـم سـفـيـد تـکـان دهـم"او" بـرايـت"لـبـاس ِ سـفـيـد" مـي پـوشـد....
خانوم سادات
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0xa0من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد xa0xa0xa0 والیبال
حسش نیس
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0xa0xa0xa0خدایا حسش نیست ، تو خودت جریانو میدونی دیگه ؟!پس آمین …
.
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0
زمین خوردم
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
xa0xa0قدر دست هایم را بیشتر دانستم ؛و قدر چشم هایم را تازه فهمیدم، چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!
دیوانه
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:18
u3000تنها تخیل امxa0آغوش توستxa0دیوانه !xa0xa0xa0xa0xa0xa0خوش ب حال اونایی ک انقد xa0توو دنیایxa0 واقعی سر گرمن که اصلا توو دنیای مجازی نمیآنیــــــــــــنی از ته دل گفتما+ای جووووووووووونم به غزل بانو (خواننده ی خاموش )+۲تا قرص برنج