دلتنگی به سراغم امده خدایا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
دلتـــنگـَم ... نــه بــَراى ِ كـــَسىاَز بــ ـى كـــَسى !!!خــَسته اَم ... نــَه اَز تـــَكآپــ ــواَز دربــه درى !!!نـــَه دوستــ ــى ، نــ ـه یـــ ـادىنــَه خــ ـاطره شـــیرینىتـــَنهـــایَم ...تــَنها تــَر اَز آن ســَنگـــ ِ كــنار ِ جــ ـادهاَمــ ـا ، مــُشتــاقَممـــُشتــاق ِ دیــدار ِ آن كــ...
خدایا تنهام
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
xa0خدایا خسته ام ... از این زندگی ... از این دنیایxa0..xa0 xa0 xa0 به ظاهر زیباxa0از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا ...خسته ام ... از دوری ...از درد انتظار از این بیماریxa0xa0 xa0نا علاج خسته امxa0 از این همه دروغ و نیرنگ خسته ام ...xa0 xa0............................................................
دلی بیقرار دارم
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ديشب xa0در جاده های سکوتxa0xa0در ايستگاه عشقxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0هر چه منتظر ماندم کسي براي لمس تنهاييم توقف نکرد xa0 xa0xa0xa0 xa0 xa0 و من تنهاتر از هميشه به خانه بر گشت...
بی وفا روزگار
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
دل ها مدرن شده اندزین پس به هیچ کس دل نخواهم بست،دل های مدرن،دل نیستند،اره برقی اند....به سرعت پاره میکنند رشته ی دوستی را...xa0.....................................................................................
شکر خدا.
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
شکر خدا.مسکینی دیدم با کفش پارهشکر میکرد خدا را...گفتم که کفش پاره شکر خدا ندارد،گفتا یکی شکر میکرددیدم که پا نداردxa0.....................................................................................
دلتنگیم زیاده خدایا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
برای دل خودم می نویسم ...برای دلتنگی هایمبرای دغدغه های خودمبرای شانه ای که تکیه گاهم نیست !برای دلی که دلتنگم نیست ...برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...برای خودم می نویسم !بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!xa0.....................................................................................
از زندگی چی میخوام
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
رمیدهxa0xa0نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می جوید نگاه خسته منچرا افسرده است این قلب پرسوزxa0xa0xa0.................................................ز جمع آشنایان می گریزمبه کنجی می خزم آرام و خاموشنگاهم غوطه ور در تیرگی هابه بیمار دل خود می دهم گوشxa0xa0.......................
ترس از ندیدنت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
ترسشب تیره و ره دراز و من حیرانفانوس گرفته او به راه منبر شعله بی شکیب فانوسشوحشت زده می دود نگاه منxa0xa0.................................................xa0بر ما چه گذشت؟ کس چه می دانددر بستر سبزه های تر دامانگوئی که لبش به گردنم آویختالماس هزار بوسه سوزانxa0xa0xa0....................................
غصه میخورم
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
دلتـــنگـَم ... نــه بــَراى ِ كـــَسىپاَز بــ ـى كـــَسى !!!خــَسته اَم ... نــَه اَز تـــَكآپــ ــو زندگیاَز دربــه درى !!!نـــَه دوستــ ــى ، نــ ـه یـــ ـادىspan>نــَه خــ ـاطره شـــیرینىstrike>تـــَنهـــایَم ...تــَنها تــَر اَز آن ســَنگـــ ِ كــنار ِ جــ ـادهspan>اَمــ ـا ، مــُشتــاقَممـــُش...
از من هم گذشت:(...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
انگار دیگه حتی دل سپردن هم از دلم گذشته سنگها زیادن برای دلهای شیشه ایحتی ابرها هم پیغام گریه دارن...کاش دلم دریایی نبوددریا که تنهانیست ولی دله مناسیرم مثله ماهی که فقط سایه اش روی حوض آبیه نقاشیگرفته ام مثله هوای تیرماهیی که بوی پاییزمیده خسته ام مثه شاخه های که زنده به گورمیشن
رازپنهان....
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
قلبموxa0 این تشویشزندگیم به همین تشویش وتلاطم دروغین دلبستهبازهم نا امیدیبه دریا میروی نمی آییبه اندازه همین کوچه بن بست تاریک انگارنیستی رفته ای نه بامن ویادم باغریبه ی جزمنبه اندازه این کاسه ها کهxa0 زیرنیم کاسه استبه همین لحظه وغریق تمام لحظاتم که اندیشیدنم شرط شدهبه همین روزگارکه xa0نمی فهممشکه ...
آغوش خدا...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
من و تو آغوشت بگیر خدا می خوام بخوابمآخه تو تنها کسی بودی که دادی جوابممن و تو آغوشت بگیر می خوام برات بخونمروی زمین چقدر بده می خوام پیشت بمونمکی گفته باید بشکنم تا دستم و بگیریخسته شدم از عمری غربت و غم و اسیریکی گفته باید گریه ی شبام و در بیاریتا لحظه ای وقت شریفت و واسم بزاریتوی آغوش تو آرامش مح...
دلم خیلی گرفته:(...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
یاکاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی وکربنا بحق اخیک الحسینبایا حسین با یاحسین گفتنت پیرشده ام خوشحالم از این جوانی از دست رفته ام...............مجذوب پروازم ولی دستم جایی بند نیست..بالهایم را جاگذاشتم شاید گوشه ی از ایندنیایی نامحرم .بایک تلنگر هم فروپاشیدم دراین زمانه معلق خدایا کجام... سردرگم این...
جواهری پنهان...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
تو انقدر باخودت خوبیمن انقدر با تودر گیرم که حتی لحظه رفتن نفهمیدی دارم میرمspan>چرا اینجوریه دنیا میون گریه میخندیspan>چرا این ساعتا کوکند چرا چشماتومیبندی span>یه شطرنجی زدم با تو حالا هر جا برم کیشهspan>چه شانسی داره اون شاهی که مات اسب تو میشه span>تو این شب باورت میشه به فکر روز آینده ام span>ا...
آره دیگه.......
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
خصوصیت زنهای خرادی به افتخارشون بزن دست قشنگرووو: زني با چند شخصيت گوناگون، با قوه تخيل بسيار، خوش سر و زبان، با سليقه، ماجرا دوست و بي ثبات. مردي كه با يك دختر متولد خرداد ازدواج كند، گويي كه چندين زن در حرمسرا دارد. اين زن در جستو جوي يك مرد كامل است و به همين جهت در هر مردي يك صفت قابل تحسين مي ي...
ثانیه های بی ثمر...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
هر چههستی ، باشxa0با توامای لنگر تسکین !ای تکانهای دل !ای آرامش ساحل !با توامای نور!ای منشور!ای تمام طیفهای آفتابی !ای کبود ِ ارغوانی ! ای بنفشابی!با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین !با توامxa0ای شادی غمگین !با توامxa0ای غم!غم مبهم!ای نمی دانم!هر چه هستی باش !اما کاش...نه ، جز اینم آرزویی نیست :هر چ...
اللهم عجل..
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
قرار ما هرکجای دنیا که باران شدیدتر بود هرکجا که هیچکس نشانه اش را نمی دانست ،شاید هم یادش نمی ماندهرکجا که نسیم منتظر اجازه ی تولد استقرار ما تمامxa0جزیرهایxa0ناشناختهxa0 در آلاچیق آرزو.جنب نخستین پایی کهروی برف ماند.هرکجا که مطمئن می شوی..دیگربی دغدغهxa0 تو برای ظهور آمدیوحال ای غریب آشنا ای عشق م...
اللهم عجل..
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
از هر كه مى پرسم مى گويد جمعه مى آيى، امّا كدام جمعه؟ در روزگار تيره ما هر روز جمعه است وجمعه ها صبح و شب ندارند و همه عصرند. گفتم تا جمعه ديگر چند آدينه مانده است؟!xa0گفت: يك يا زهراى ديگر، گفتم: زهرا را تو مى شناسى؟! گفت: همان نيست كه شب هاى جمعه و صبح جمعه پردهخوان خون است و دستى بر پهلوى شكسته د...
جزرومد من..
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
این شبها پراز توام یعنی مدتهاست آمیخته یی درمنو وقتی گره کوری به نگاههای بی راه بستماسیرشدم حال دراین قفس سرخوشی خیالی امخدایا این شوریدگی را به شیدایی ات ببخشخدایا مرابه خودت ببخشخدایا هربار تنهاتراز قبل قربانی جاده یی شلوغمواین لغزش بی دلیل قلبم از غم تنهاییی دنیام که پنهانی رنجورم کرده
رویا های بارانی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:33
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچه آزمون دشواریستxa0قلبت را سمت چپ بگذارند و بگویند برو به راه راست...ــــــــــــــــــــــــــــــــ...