که حتی لحظه رفتن نفهمیدی دارم میرمspan>چرا اینجوریه دنیا میون گریه میخندیspan>چرا این ساعتا کوکند چرا چشماتومیبندی span>یه شطرنجی زدم با تو حالا هر جا برم کیشهspan>چه شانسی داره اون شاهی که مات اسب تو میشه span>تو این شب باورت میشه به فکر روز آینده ام span>اگه ابری شده دنیات من از ماه تو شرمنده ام span>برای اخر قصه ات نه دیوم کن نه غولم کن span>جوونی جاهلی داره همینجوری قبولم کن
برچسب:
نویسنده: تايافا