هر چههستی ، باش
با توام
ای لنگر تسکین !
ای تکانهای دل !
ای آرامش ساحل !
با توام
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طیفهای آفتابی !
ای کبود ِ ارغوانی !
ای بنفشابی!
با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین !
با توام
ای شادی غمگین !
با توام
ای غم!
غم مبهم!
ای نمی دانم!
هر چه هستی باش !
اما کاش...
نه ، جز اینم آرزویی نیست :
هر چه هستی باش !
اما باش
.......
گونه هایم خیس میشود دوباره قفس میشوم
وقتی بوی رفتنت می آید فقط صدایت درمن طنین انداز میشود
ماه که بگذرد دوباره کویر سوت کور مرا درهم خواهد کشید
چه قدر زود دیرمیشود..
برچسب:
نویسنده: تايافا