عجب بیماری واگیر داریست 'کوری'
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
من میخواستم دیده بشوم ، دیده نشدم که نشدم که نشدم که نشدم که نشدم که نشدم که نشدماین روزها همه کور شده اند ؟
حق دارم یک وقتهایی ناراحت و دلگیر بشوم؟
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
گاهی اوقات اشتباه فکر میکنی ،اشتباه پیش میروی ، برنامه هایت را میریزی ،xa0اما دست آخر همه اش نقش بر آب میشوند............نقطه ی امیدی که خودت ساخته ای را با هزار زحمت میبینیxa0اما بعدها میفهمی همه اش نقطه ی کور بوده*از همان حالتهایی که من اکنون دارم از همان حالت های مسخرهعکس ارسال شده از عمه گلنار
من جودی ام،نمیتونم طوری باشم که میخوام
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
من بلد نیستم شعر بگم ، ولی بلدم کلمه هارو طوری به هم وصل کنم که توان خوندنِ جمله هامو نداشته باشین.من نمی تونم درست حرف بزنم ولی طوری مینویسم که گاهی اوقات بعضی ها فکر میکنن با یک آدم بالغ طرفن.من گاهی اونقدر احساس زیبایی میکنم که حسم میگه آنجلینا جولی در برابرت مثل یه ککِ اتفاقا گاهی اوقات آنقدر حس...
نارنجی موهامو میریزم به پای زردی موهات :/
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
موهایم را نگیر ، رهایشان کن آنها دیگر برای تو نیستندزمانی که انگشتهای کشیده ات را بین موهایم جهت نوازش بالا و پایین میبری حس میکنم کرم ها لای موهایم لول میخورند پس دیگر این کار را تکرار نکن از اینکه حس کنم سرم باغچه شده بدم می آید.گیسوانم نارنجی شده ، چون آغشته به خون تو است......*برای یک بارهم که ش...
178
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
xa0شــنــیـدم حاج خــانــوم دلش برای چـنــدمـیـن بار هــوس طواف کعبه کردهشماهم ازخداخواسته لبیک گفتی...مــکـه خوش گذشت...؟خدایت خوب بود؟ دیــنـت کامل شد؟سنگ هایت رابه شیطان زدی؟حاجی سوغاتی هایت بوی نــدامــت می دهند؟حاجی،لباست ازجنس اعلاست؟؟حاجی عجب دمـپـایی سفیدیـــــ؟ ؟سفرچطوربودحاجی؟خـــــوش گذشـ...
177
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
خوش به حالت فاحشــــــهـتن میدهی عــاشـقـتــ میشوندما دل مـیـدهیم فارغ مـیـشونـدخوش به حالـت کــه با تـنـتــ بازی مـیـکـنـند نـه با دلــــــــت
176
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
زن که باشـــیدربارهات قضـاوت میکنند؛در بارهی لبخنــدتکه بیریا نثار هر احمقــــــی کردیدربارهی زیباییاتکه دست خودت نبوده و نیستدربارهی تــارهای مویتکه بیخیال از نگاه شکآلودهی احمــــقهااز روسری بیرون ریختهانددربارهی روحــت، جســــمتدربارهی تو و زن بودنت، عشقتقضــــــــــــاوت میکنندتو نتـــــــــــــ...
175
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
دوستان گلم مرسی که همیشه بهم سر میزنیدxa0 آی لاو یو همتون امروز سومین روز یه که حجاب سرم میکنم و تصمیم دارم واسه همیشه داشته باشمش آقا جان ما حجاب سرمون کردیم الان این اطرافیامون فکر میکنن ما تحت تاثیر اونا قرار گرفتیم والا بوخودا اینجوری نیست خودم خاستم نه که اطرافی هام خیلی مومن نxa0 یکیش رفته حج ...
174
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
بزرگ مرد کوچک...
173
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
خدایـــا کودکان گل فروش را میبینی؟؟ مردان خانه به دوش ؟؟دخترکان تن فروش؟؟ مادران سیاه پوش؟؟ واعظان دین فروش؟؟محراب های فرش فروش؟؟ پسران کلیه فروش??؟ زبان های عشق فروش ؟؟ انسانهای آدم فروش؟؟همه را میبینی ؟؟؟؟؟!!میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرمxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!
172
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
مــــــادرم رد پای خداست همه جا در کنارم، پشت و پناهم هستدوستت دارم مــــادر.............
170
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
سلام دوستای گلمxa0بالاخره بعد مدت طولانی اومدم ، کامپیوترمون خراب شده بود یعنی همه چیزش آهسته شده بود نمیشد بیای و وبلاگ آپ کنی یه ایمیل میخاستی چک کنی بیست من طول میکشید!امروز رفتیم لپتاپ خریدیم دیگه مس قدیم میام آپ میکنم و بهتون میسرم ،xa0الانم اینقدر ذوق کردم اصلآ نمیخام از پای نت پاشمxa0والا ندی...
169
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:53
از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز میگذشت.xa0 فرشتهای ظاهر شد و گفت:"چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟"xa0 xa0 خداوند پاسخ داد:xa0 xa0 دستور کار او را دیدهای؟xa0 xa0 باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینیxa0 xa0باشند.xa0 xa0باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذا...
دل نوشته برای خدا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
xa0خدابه سوی تومی آید،اگراورادعوت کنی،و آنوقت به تونشان خواهد داد که همواره در آنجا بوده است.خـــدایـــــا . . .از این به بعد به مخلوقاتتیک مترجم ضمیمه کناینجا هیچ کسهیـچ کـس را نمـی فهمد .برای دردهایم نشانه میگذارم تا یادم بماند کجا دست خدا را رها کردم.....ای خدایا که نگاهت عشق به ماست به تو می اند...
خدارادیده ای آیا؟
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
xa0خدا را دیده ای آیا؟به هنگامی که می فهمی دگر تنهای تنهایی!رفیقی، همدمی، یاری کنارت نیست و می ترسی که راز بی کسی را با کسی گویییکی بی آنکه حتی لب تو بگشایی، به آغوشی تو را گرم محبت می کند با عشق...گمانم دیده ای او راکه من هم آرزو دارم ببینم باز هم او راکه او خود می گشاید دیده های روشن دل را...
توکل برخدا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
آتشي نمى سوزاند "ابراهيم" را ،و دريايى غرق نمي کند "موسى" را ؛کودکي، مادرش او را به دست موجهاى "نيل" مي سپارد ،تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش ؛ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند ،سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد !مکر زليخا زندانيش مي کند ،اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند...از اين "قِصَص" قرآنى ...
غزل خدا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
چه شبي است !چه لحظههاي سبک ، مهربان و لطيفي ،گويي در زير بارانِ نرم فرشتگان نشستهام ....ميبارد و ميبارد و هر لحظه بيشتر نيرو ميگيرد !هر قطرهاش فرشتهاي است که از آسمان بر سرم فرود ميآيد ...چه ميدانم؟خداست که دارد يک ريز ، غزل ميسرايد ؛غزلهاي عاشقانهي مهربان و پر از نوازش ...هر قطرهي اين باران ،کلمهاي...
درد ودل باخدا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
چشمهايت را ببند ، در دلت با خدا سخن بگو ،به همان زبان ساده ي خودت سخن بگو ؛هرچه ميخواهي بگو ، او ميشنود . . . شايد بخواهي تورا ببخشد ،يا آرزويي داري ،شايد دعايي براي يک عزيز و يا شکرش ،بــگو ميشنود . . .اين لحظه ي زيبا را براي خودت تکرار کن ؛پــرواز دلـت را حـس خواهـي کـرد . . .
خاطرات
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
خاطراتخاطرات كودكي زيباترنديادگاران كهن مانا ترنددرسهاي سال اول ساده بودآب را بابا به سارا داده بود
چه خدایم خوب است.............
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
چه خدایم خوب است!!چه خدایم خوب است ......... و چه بد بنده منمعاجز و بیدل و شرمنده xa0....... منممهربان است خدای ؛ و لطیف است وخبیرمی نوازد بنده ؛ می شوم شرمندهکاش یک لحظه جدایم نکند ....... او ،جدایم نکندلیک من بد هستم ، گاهگاهی دل پر ارزش رامی سپارم به دگر موجودات ، غیر الله خودمو چه بد کار و چه مش...