خدا جونم دوست دارم منوببخش - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین...xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است""xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0...
خدایا لذتم مدام باد - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
نمىu200fدانيد؛ واقعاً نمىu200fدانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم، دل مردهايى كه چشمشان به دنبال خوشu200fرنگu200fترين زنu200fهاست را مىu200fزند.نمىu200fدانيد چقدر لذتu200fبخش است وقتى وارد مغازهu200fاى مىu200fشوم و مىu200fپرسم: آقا! اينا قيمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمىu200fدهد؛ دوباره مىu200fپرسم...
چراا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
پدران ما هرگز جمله عاشقانه ای به مادرانمان نگفتند شعری از نیما و سهراب برا یشان نخواندند ... شعر کوچه را از بر نداشتند ... پس چگونه بود تا همیشه در کنار هم ماندند و گذشتند از آرزوهایی : ...که ما نه به آن میرسیم و نه از آن می گذریمحتی به بهای گذشتن از "هم"...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
لعنت به تو ای دل .....دل عاشق
تناقض - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
دلم سخت هوای مشهد دارد روحم سخت نیاز به هوای شمال فعلا که نه مشهد به راه است نه شمال ...کاش لااقل به سمت اهواز برم
رنگارنگ - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
یه زمانی وقت رفتن سرکار لباسام خوب نگاه می کردم که از نظر رنگ و مدل شنبه یکشنبه نباشنxa0اما الان چند وقته از سر تا پام رنگی رنگی شده xa0شال راه راه با تم سفید و راه بنفش و صورتی xa0مانتوی راه راه بنفش و مشکی ( راه راهی مانتوم باریکه )xa0شلوار و کفش قهوه ای با کیف کرم رنگ xa0خلاصه که شنبه یکشنبه میرم...
روز خوب - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
دیروز را به خاطر سپردم خانه تان سرشار از عشق و آرامش باد xa0
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
امروز هم می گذرد با همه غمی که بر دلم بود xa0نیمه شعبان از راه رسید آرزومند آرزوهایتان هستم عیدتان خجسته باد
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
زنگ زدم به فرشته مهربانم آنقدر خبرهای خوب داد که دلم نیمد شادیش را حتی اندکی مکدر کنم اون روزها فرشته من کوچیک بود خب طبیعیه که یادش نباشه اما من که یادمه خیلی سخته تو گلو بغض داشته باشی و مجبور بشی تو تنهایی جوری اشک بریزی که رنگ چهرت عوض نشه چشمات خیس اشک نمونه و قرمز نشه صدات نگیره و ....خیلی سخت...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
باز دوم تیر آمده باز دل من به تنگ آمده باز کاسه صبرم شده لبریزباز ......xa0دایی دعام می کنی ؟دایی دلم برات یه ذره شده می دونی ؟دایی دایی دایی کلی حرف تو دلم جمع شده کاش بودی دایی دایی دایی خیلی دلتنگتم خیلی زیاد خیلی زیاد تر از زیاد xa0xa0
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
دیگر برایم عادی شده این آمدن و رفتنها دیگر دلم نمی گیرددیگر ته دلم را چنگ نمی زننددیگر برایم عادی شدهمی آیند و می نگرند و می رونددیگر پیامی نمی دهند دیگر حرفی نمی زننددیگر عادی شده این نگاه های گاه و بیگاهدیگر بزرگ شده ام دیگر شبها که سر به بالش می گذارم بغضم نمی ترکددیگر همه چی برایم عادی شدهxa0+ آ...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
آسمانی ترین آسمانیم دعایم کن xa0xa0
رضایتمندی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
دلم برات تنگ شده خیلی زیاد داره میشه ۱ ماه که ندیدمت :(xa0اما به این دوری و دلتنگی راضیم چون دوست ندارم حرمتت دوباره شکسته شود و چشمانت در برابرم خیس اشک شود چون دوست ندارم قامتت برابرم خم شود و دستی بر سرت بلند شود :((xa0آن سفر کرده که صد قافه دل همره اوستxa0xa0xa0xa0 هرکجا هست خدایا به سلامت دارش ...
بخش سوم - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
بقیه رمان....رمز همونه ک میدونید ب فارسی هستا..
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
ادامه مطلب اون رمان
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
رمانرمز داره
رمان دخترک فضول - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
این رمان در مورد خترکی به اسم مینا است که با وجود خانواده مرفه و چهره ای زیبا اما یک خصصویت بسیارزشتدارد ان هم فضول و کنجکاوی بیش از حد اوست که او برای این اخلاق زشتش زندگیش دست مایه موضوعاتی میشودکه خواندن ان خالی از لطف نیست!!!!فصل اولxa0ادامه مطلب
مقدمه اول - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
سلام.بچه ها من این وبلاگ رو ساختم تا بتونیم استعداد های خودمون رو در در نویسندگی داستان و شعرامتحان کنیم.......منتظرتون هستم....
مقدمه اول - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
سلام.بچه ها من این وبلاگ رو ساختم تا بتونیم استعداد های خودمون رو در در نویسندگی داستان و شعرامتحان کنیم.......منتظرتون هستم....
3داستان جالب - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 20:52
xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ***سه داستان جالب در ادامه مطلب...***