خرید بک لینک

زنگ زدم به فرشته مهربانم آنقدر خبرهای خوب داد که دلم نیمد شادیش را حتی اندکی مکدر کنم

اون روزها فرشته من کوچیک بود خب طبیعیه که یادش نباشه اما من که یادمه

خیلی سخته تو گلو بغض داشته باشی و مجبور بشی تو تنهایی جوری اشک بریزی که رنگ چهرت عوض نشه چشمات خیس اشک نمونه و قرمز نشه صدات نگیره و ....

خیلی سخته ظاهرت حفظ کنی و توی دلت آشوب باشه

خیلی سخته خیلی زیاد

دایی خیلی دلم برات تنگ شده

من خودت می خوام همه میگن صلوات بفرست و فاتحه بده خیرات کن تا آروم بشی اما من دلم برای وجودت تنگ شده آرامش من در دیدن تو خلاصه میشه

یادته اول و آخر همه نامه ها یه جمله بود دایی کی درست تموم میشه کی میای ؟

اومدی اما چه اومدنی دوامی نداشت این اومدن

کاش هنوز هند بودی کاش یه کشور دور بودی خیلی دور اما بودی

وای خدا خیلی دلتنگم

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:52

صفحه بندی