شــنــیـدم حاج خــانــوم دلش برای چـنــدمـیـن بار هــوس طواف کعبه کرده
شماهم ازخداخواسته لبیک گفتی...
مــکـه خوش گذشت...؟
خدایت خوب بود؟ دیــنـت کامل شد؟سنگ هایت رابه شیطان زدی؟
حاجی سوغاتی هایت بوی نــدامــت می دهند؟حاجی،
لباست ازجنس اعلاست؟؟
حاجی عجب دمـپـایی سفیدیـــــ؟ ؟
سفرچطوربودحاجی؟خـــــوش گذشــــت؟
شنیدم حاج خانوم بســـیارولـــخرجــی کرده وچند الگو وسینه
ریز گران خریــــــد...! !
حاجی جان خــــبــرداری آقارضا...همین همسایه چندخانه
بالاترکلبه اش رافروخته تابرای دخترش جـهــاز بخرد؟؟
دختری که خودش رافروخت برای مریضی مــــادرش...
آن فاحشه رابیخیال حاجی جـــان...اصل حالت چطـــوراســت؟؟
شنیدم دیشب شــــام مــفــصــلی به مهمان ها داده ای...
چند کودک گرسنه دم درهی اذیت میکردند وغذامیخواستند...
آنهارا دیدی حاجــــی؟؟
حاجی بااین همه ریا،باز هم مکه خوش گذشت؟
سرت را درد نیارم حاجی جان...
{زیارتت قبول}
برچسب:
نویسنده: تايافا