یاد
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
همه چی از یاد آدم میره , مگه یادش که همیشه یادشه.
سرنوشت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
نگذاشتن با نخواستیم کلی فرق دارد.......................سرنوشت را نمیشود از سر نوشت......................
من درم...بگو به من...که دیوار بشنود
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟ رسالت من این خواهد بودxa0و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ راxa0از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانمxa0تا درشبی بارانی آن ها راxa0با خدای خویش xa0چشم در چشم هم نوش کنیم .........
به گریه میرسم ولی سکوت.........به گریه هم امان نمیدهد
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کجای این شب غریبم و xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کجای این کرانه کبودxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
بازم سکوتتتتتتتتتتتتت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
چند وقته تا میایم چیزی بنویسم انگار همه چی از ذهنم پاک میشه.چند باری هم نوشتم اما همه رو پاک کردمگرفتار سکوت شدمسکوت...........سکوتی که گویا قبل از هر فریادی لازم است.شاید بالاخره سکوت منم شکست.شاید............
روزه سکوت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
آدم هـــــــا... فـرامـوش نـــمیکــــنند ... !! ... فــــــــقط ...xa0دیـــگر ســـــــــــــــــــــاکت میشـوند ... هـمین !
باسکین 5
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
باسکین 4
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
باسکین 3
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
باسکین 2
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
باسکین 1
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
یکی را بارها دوست دارم....♥
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
شمــردن بلــد نيستــم ،امــا تا دلت بخــواهد دوست داشتــن بلــدم ،يک وقتهــايي هــم مي شــود کهيکــي را ، بـــارها دوست داشتــه باشــم …
وقتي که نيستي …
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
وقتــي که نيستي …با ديدن هر صحنه عــــاشـ ــقــ ـــانه اي احساس يک پـــرانتــــز را دارمکه همــه ي اتفـــاقات خـــوب خــــارج از آن مـــــي افتد!!
آرامش منو دوریت به هم زده...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
دل بی تو "غـــــم" زدهچشـ ــمامــو نــ ـم زدهآرامــ ـش منــودوریـــت به هــــم زده
سقف آسمان ، تنها سقف مشترک ما....
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
دلتـنــگــت که مي شوم ،به آســـمـــــان نگاه مي کنمدلم قرص مي شود که زير همين سقفي!!!
وقتی تو نیستی...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
بارها و بارها خواستم بیام اینجا و چیزی بنویسم ولی ی نیرویی مانع شدهخوشحالم که هنوزم اینجا رو یادت نرفتهنمیدونم کجایینمیدونم چرا سکوت اختیار کردیولی هرچی که هست امیدوارم زود حل شه و تو به من برگردیبهترین ها رو برات میخوامیادت باشه جات تو قلبم محفوظه هروقت خواستی برگرد بهشمنتظر بازگشتتم "تکه گمشده قلب...
نگاه عاشق دعاست...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
شهرزادی دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دارمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پسر باید...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
دوس دارم باهات حرف بزنمی صحبت دو طرفهی مکالمه ای که هم من توش حرف بزنم هم تودوس دارم بهت بگم ازم دور شدی،انگار هر قدمی که من به سمت تو رو به جلو برمیدارمتو یک قدم به سمت عقب بر میداری تا ازم فاصله بگیری و این باعث میشه همیشه ی فاصله ای بین ما باشه.انگار هرچی علاقه من به تو بیشتر میشه،علاقه تو نسبت ب...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
فهمیدن یک دختر سخت نیست،دختر سراسر ناز است و نیازگریه ها،خنده ها،حرفهایش تنها برای مردش هست !!!او عشق می خواهد و آغوشسینه ایی مردانه ،شانه ای برای تکیه دادنفهمیدن یک دختر سخت نیست , باور کن... !
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:07
ديشب با خدا دعوايم شد ...... با هم قهر کرديم .....فکر کردم ديگر مرا دوست ندارد......رفتم گوشه اي نشستم .... چند قطره اشک ريختم..... و خوابم برد .....صبح که بيدار شدم .... مادرم گفت :نميداني از ديشب تا صبح چه " باراني " مي آمد ....