<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
اخرین سنگرxa0 سکوته
حاله خرابـ من
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
وقتی که همه ی ادمای این دنیا بهم پشت کرده باشن
چشمـ هـآ
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
کم دست و پا بزنرهایی ممکن نیستشکارچیِ ماهریست چِشم ِمردم
مخاطبـ آی همیشـ گی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
حذف شدربطی به ڪـات اڪشـــטּxa0نداشت
صحبتی با مخاطبان
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
تقریبا تمام کامنتهای وبلاگمخصوصی شده اند اخیراَولی چرا !
نقاش
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
سریعتریننقاشی بود که دیده بودم در یک چشم بهم زدن روزگارمرا سیاه کرد
ا ي کــاش
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
اي کــاش دلـيـل شـب بيــداري هايـمxa0بودنت بــودxa0نــه نبودنـتبعد از کلی وقت قالب و اهنگ رو عوض کردماهنگ وبم عشقم خیلی دوسش میداشت به افتخار اون گذاشتمش
یکی دیگه
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
بهم میگفت با دنیا عوضم نمیکنه !xa0راست میگفت با دنیا نه ،xa0با یکی دیگه عوضم کرد !
نقـاشــی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
نقـاشــی اش خــــوب نبــود!u2029امـــا…u2029خــوب راهـش را کشیــــد و رفـــــت … !
قصــه
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
تــلخي قصــه آنــجاست...xa0وقــتي دلم "سوخــت"xa0دلــش "خــنک" شد!
تولدم مبارک
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
xa0*** خجستـه سالـروز ولــادت باسعــادت مــن بــر عمــوم جهانیــان مبــارکبــاد ***
شاید
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
وقتی رفت xa0گفت شاید برگردم….xa0xa0رفتنش مرا نمی آزارد . . . xa0!xa0xa0xa0"شاید" ش . . .xa0xa0دردناک است
مادر
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
xa0
شبــــــانهــــ روز
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
هَرکســــــــ یا xa0"xa0شبـــ"xa0xa0میمیرد یا " روز "امــــــــا منــــــــ ..." شبــــــانهــــ روز "
نیمکت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:41
نیمکت با هم بودنمان تنهاستـــــxa0xa0مـــن دل نشستـن نـدارمxa0xa0تـو دلـیل نشستن باش !xa0
گاهی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:40
گاهی وقتا که خودمو توآیینه میبینم دست میذارم روشونه خودمو میگم چه طاقتی داره دلت........!!! ¡¡¡¿
..
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:40
خواستن همیشه توانستن نیست....گاهی خواستن داغ بزرگی است کهتا ابد بر دلت میماند......چقدر خوبه که اینجا هست تو که نیستی که اروومم کنی گرچه اینجا هم اروومم نمیکنه اما حدقلxa0وقتی میام اینجا بغضم میشکنه
دوستت دارم
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:40
تو سکوت میکنی، فریاد زمانم را نمی شنوی! یک روز من سکوت خواهم کرد و تو آن روز برای اولین بار مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید...زمانی که باید سراغمو از خاکایی که روم ریختن بگیریگرچه تو که دیگه سراغمو نمیگیریمیدونی دلم از چی میگیره از این که آخرش همه چیز افتاد گردن منآره تقصیر من بود که اینقدر دوستت داشتم...
...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:40
یه روز خوب میاد که بالای عکسم مینویسن:انالله وانا الیه راجعونهمینو بس
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:40
سلام امروز رفتم کلاس رانندگی وقتی تموم شد xa0اشک تو چشام جمع شدxa0اخه دیگه تو نبودی که بهت زنگ بزنمو بگم چ کارایی کردمxa0اخه تو تو لحظه لحظه هام بودیچقدر دلم تنگ شده واستxa0واسه صدات حرفات ...تحمل میکنم تا تو راحت باشیکاش فقط میشد بهت هدیه تو بدممیدونم ارزشی نداره که بخاطرش بخوای xa0منو ببینی حتی اگ...