خرید بک لینک

سلام امروز رفتم کلاس رانندگی وقتی تموم شد اشک تو چشام جمع شد

اخه دیگه تو نبودی که بهت زنگ بزنمو بگم چ کارایی کردم

اخه تو تو لحظه لحظه هام بودی

چقدر دلم تنگ شده واست

واسه صدات حرفات ...

تحمل میکنم تا تو راحت باشی

کاش فقط میشد بهت هدیه تو بدم

میدونم ارزشی نداره که بخاطرش بخوای منو ببینی حتی اگه دوست داشتی بگو واست بفرستم

اگه اونقدر برات بی ارزش که اصلا نمیخوای از من قبولش کنی که هیچ

...

تو که نمیای اینجا میای???

نیا شاید درد دلام اذیتت کنه

نمی خوام نارحتت کنم

هیچ وقت موقع نوشتن گریه نکرده بودم

اما 2 روز که مینویسمو گریه میکنم انگار یه غمی هست که هیچ جوری نمیتونم

بنویسم یا بگمش


برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:40

صفحه بندی