روسری
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
xa0این روسری آشفته یک موی بلند است آشفتگی موی تو دیــــــوانه کننده ستبالقوّه سپید است زن اما زنِ این شعرموزون و مخیّل شده و قافیه مند استدر فوج مدلهای مدرنیته هنــــــــــــوز اوابروش کمان دارد و گیسوش کمند استپرواز تماشـــــــــــــایی موهای رهایشتصویر رها کردن یک دسته پرنده ستدل غرق نگاهیست کــــ...
سرکارخانم الهام عمومی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
خورده است شانه با خم زلف شما گرهآیینه با نجابت آن چشم ها گرهآری قسم به طره گیسویتان که بوداز ابتدای آینه تا انتها گرهدر لابلای چشم شما پلک می زندیک جاده تار و پود و صد ردِ پا گرهزنجیر شد نگاه غزل با نگاهتاناین کار، کارِ زلف شما بود یا گره؟!حالا سکوت پنجره، پائیز و یک قفسمانده ست روی دست دلم این سه ت...
قهوه مبادا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
این داستان شما را بیشتر از یک فنجان قهوهی در یک روز سرد زمستانی گرم خواهد کرد...xa0با یکی از دوستانم وارد قهوهخانهای کوچک شدیم و سفارش دادیم...xa0بسمت میزمان میرفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوهخانه شدند...xa0و سفارش دادند:xa0xa0پنجتا قهوه لطفا...xa0دوتا برای ما و سه تا همxa0قهوه مبادا...سفارششان را حسا...
سیامک بهرام پرور
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
با احترام به صاحب وبلاگ خانه خیالی xa0انكحتُ… عشق را و تمام بهار را « زوجتُ…» سیب را و درخت انار را !« متعتُ…» خوشه خوشه رطبهای تازه را گیلاس های آتشی آبدار را « هذا موكلی …» : غزلم دف گرفت ، گفت تو هم گرفته ای به وكالت سه تار را « یك جلد …» آیه آیه قرآن ! تو سوره ای چشمت «قیامت» است ! بخوان «انفطار...
حسین منزوی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
تکرار تکرار تکرار xa0حالم خوب بود ولی خرابش کردن xa0زن جوان غزلي با رديف «آمد» بود كه بر صحيفه تقدير من مسود بود زني كه مثل غزلهاي عاشقانه من به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود مرا ز قيد زمان و مكان رها مي كرد اگر چه خود به زمان و مكان مقيد بود به جلوه و جذبه در ضيافت غزلم ميان آمده و رفتگان سرآمد بود...
حرف نگفته
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
امروز عاشق شدم دوباره xa0سیاهی لبهایم از سیگار نیست xa0لبهایم xa0سیاهپوش هزاران حرف نگفته است .xa0xa0
ناصرفیض
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
به گزارش جهان به نقل از تسنیم، شعر «کلید» سروده ناصر فیض، رئیس دفتر طنز حوزه هنری و شاعر طنزپرداز نامآشنا، است که این روزها بر صفحه وبلاگش قرار گرفته است.ردیف این شعر بلند «کلید» است و تمام مضمون آن به کلید بازمی گردد. با خواندن این شعر نماد انتخاباتی رئیسxa0جمهور منتخب به ذهن تداعی میشود، اما با وج...
دل من
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
شیشه ی پنجره را باران شستxa0xa0 xa0از دل من xa0اماxa0xa0چه کسی یاد تو را خواهد شست xa0xa0
صبر
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
در رسیدن به مقصود باید صبر کرد
ستادانتخابات
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
ای چشمه ی نور ،انشعاباتت کو؟xa0ای خانه ات آباد ، خراباتت کو؟xa0در شهر نشانه ای ز تبلیغ تو نیست xa0ای عشقxa0 ستاد انتخاباتت کو؟
بیشعور
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
یه مدل بیشعور داریم که وقتى بعد دو ساعت حرفت تموم میشه میگه ببخشید حواسم نبود اگه میشه دوباره بگو............... اینارو باید به چهار قسمت تقریبا نامساوی جر داد و توی چهار گوشه شهر آویزون کرد !!!
به سلامتی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
سلامتی دختری که وقتی دل بست تا آخرش در رو روی همه بست....!xa0.xa0.xa0.xa0.xa0.xa0.xa0كصافططططط در رو روی خود منم بست :| xa0رواني درو وا کن منم
یارانه
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
توزيع برنج و مرغ يارانه ايبا پانچ گوش راست سرپرست خانوار آغاز شد... :دی
تنبلی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
یعنی تنبلی تا این حد؟؟؟؟......سرناهار به رفیقم میگم برو آب بیارمیگه بروعمو من خودم دارم ازتشنگی ماست میخورم!!!xa0
گدا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
گدا داشتیم تو محلمون ، هرچى خیابون شلوغ تر میشد این فلج تر میشدیه بار راهپیمایى شد این رفت تو کما !
ازدواج
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
یارو نه درس خوندهنه شغلی دارهنه ماشینیخلاصه هیچی نداره...ازش میپرسن ازدواج کردی؟با اعتماد به نفس میگه: هنوز دم به تله ندادم...لامصب تو خودت xa0تله ای!!!
وانت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
ﺁﻏﺎ ﻣﺎ ﺳﺮ ﭼﻬﺎﺭﺭﺍﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﭼﺮﺍﻍ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﺪﻭ ﯾﻪ ﻭﺍﻧﺘﯿﻪ ﺍﺯﯾﻦ ﻣﯿﻮﻩ ﻓﺮﻭﺷﺎ ﺍﺯ ﭼﺮﺍﻍ ﺭﺩ ﺷﺪ !ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯿﻢ ﺳﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﺍﻩ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﻮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻨﻮ ﺩﯾﺪ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﮑﺮﻭﻓﻨﺶ ﮔﻔﺖ: ﻭﺍﻧتتتتتتتتتتتتتتتتxa0ﮐﺠﺎﻣﯿﺮﯼ؟؟؟ﻭﺍﻧﺘﯿﻢ ﭘﺸﺖ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮﺵ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺮﻡ ﺧﻮﻧﻪ
مراقب
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
تاکسی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
صب سوار تاکسی بودم بعد راننده تاکسیه با ماشین پشتى دعواش شد ، پیاده شد گفت من اینجا وایسادم و واى خواهم ساد …طبق آخرین اخبار رسیده تمامی اساتید ادبیات بصورت دسته جمعی خودکشی کردند !xa0
من :|
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:42
"من" xa0 " اون روی سگم "xa0 وxa0 "کودک درونم" الان یه خانواده ایمخعلي امxa0 خوشبختیم !