55
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
xa0یه دخترایی هستن که ناخونای دست چپشونرو خیلی شیک لاک می زنن ...وسطشم طرح می زنن خفن ...بُته جِقه و مینیاتور و نقش برجسته ...اما دست راستشون رو که میبینی ، انگارساناز پنج ساله از تهران نقاشی کشیده ...!!!اینا رو اذیت نکنید ، اینا دست چپشونضعیفه ...!!!
54
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
xa0دیروز یهدختررو دیدم تو مترو بدون شال یا روسری با تی شرتتا اومدم بگم مچکرم روحانی دوستش بهش گفت سعید بریم:|
53
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
برا خواهر زادم چايي اوردم با خرما. ميگه مرسيxa0خاله جون ايشالا خرمايخودتونو بخوريم.منو ميگي :|خواهر زادم :}خرما :}هوش سياه :////////
52
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
xa0آیا می دانید زبان ایرانی مختصرترین زباندنیاست؟xa0مثال: جمله ی «میری سریع این کار رو انجام میدیو برمیگردی»xa0xa0یک کلمه است :xa0«اومدیا»!!!
51
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
xa0بچه که بودیم سر کلاس قرآن میخواستم قرآن بخونمیه ژستی میگرفتم که نگوxa0!بسم الله الرحمن الرحیم رو فقط مثل عبدالباسطمیخوندم ، بقیه شو میرفتم تو پایه عباس قادری و جواد یساریxa0…xa0
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
تفاوت فاحشه و باکره پرده ایست نازک.به ضخامت یک دنیا......دنیایی که مردان برای رسیدن به آن.از دریدن تمام پرده های انسانیت ابایی ندارند!!!!!و شگفتا که این دنیا....توسط جامعه ای خلق میشود که.(بکارت ذهنش) راعقاید وحشیانه ی همین مردان دریده است
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
خیلی سختهعاشق کسي باشي که حتي روحشم خبر نداشته باشه....!!!اما خيلي شيرينه کهيواشکي...عاشقانه....نگاهش کني و توي دلت بگي:"xa0آخه لامصب خيــلي دوسـتـت دارم
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
دخـتـر: دوســت دخــتـــر جــدیــدت خــوشــکــلــه؟ (تـو دلـش: آیـا واقــعــا از مـن خـوشـکـل تـره)پـسـر: آره خـوشـکـلـه (تـو دلــش: امـا تـو هـنـوز زیــبـاتـریــن دخـتـری هــسـتـی کـه مـن مـیـشـنـاسـم)دخـتـر: شـنــیــدم دخــتــر شـوخ طــبــع و جــالـبـیـه(درســت اون چـیـزی کـه مـن نبـودم)پــسـر: آره...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
غم هم اگر رهایم کند تنهای تنها میشوم...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
خیلی مواظب باش..اگه با شنیدن صداش دلت لرزید ...اگه با بدی هاش فرار نکردی و موندی...یعنی دیگه تمومه و اون شده همه ی دنیات
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
خدایا کفر نمیگویم،پریشانم،چه میخواهی تو از جانم؟!مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا!اگر روزی ز عرش خود به زیر آییلباس فقر پوشیغرورت را برای تکه نانیبه زیر پای نامردان بیاندازیو شب آهسته و خستهتهی دست و زبان بستهبه سوی خانه باز آییزمین و آسمان را کفر میگویینمیگویی؟!خداوندا!اگر در روز گرما ...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
نه صبر جواب مي دهد...نه سکوت در انتظار صدا...نه خواب جواب مي دهد...نه بيداري تا خود فردا...گاهي...بهتر است...کوله بارت را زمين بگذاري...و سبک بار تر...سبک بال تر...پرواز کني...مي داني..."تو" براي دوش من...زيادي سنگين بودي...گذاشتمت سر راه...تا دوش ديگري را زخمي کني...سهم من،پرواز است...من نمي توانم....
خیلی میخوامت..
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
امروز خیلی خوشحالم خیلی....رفته بودیم پارک مهرانمودیدم نشست جلو ما فقط داشت نگام میکرد خدا...چقدر خوشحالم...؟خیلی وقت بود کهاینجوری نگام نکرده بود مهرانم خیلی دوست دارم اگه تو نبودی اگه عشق دیدنت نبودمن...وجود نداشتم...فقط منتظر یه نگاتم نگاتو به صد تا دنیا نمیدم...
سیاه...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
برهنه ات می کنند تابهتر شکسته شوینترسxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0"گردوی کوچک"آنچه سیاه می شودروی تو نیست دست آنهاست!
باد هوا
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
بر بام تمناست همـــه بود و نبــــــودمدر عالم رویاست همه آنچه که سودمبیهوده میاندیش به این عالم هــستیبرباد هوارفـــــــته همه آتــــش و دودم
خلوت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
در خلوت من به جز خــدانیستجز با خودِ خویش آشـنا نـیستxa0ترســــــم نبـــــرم به راه دل رااین تکه گوشت بی خطانیست
ماجرا های ما
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
ماجــــــراهای آن شبِ مـــا راماه دیدســــت و با همه گفتهبعد از این هرکه ســوی ما آیدxa0داند آن آتـــش درون خــــفته
بهشت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
گر نشــــستی به کنُج خــــانهء غـمدســـــت شُستی ز مال بیــش زکمدل گرفـــــتی و دیده بــــر بـــــستیبا غــــــم بی کـــسان شدی همدمراز دل با خــــدای خــــــــود گفتــــیدُرِّ نـــا گفــــــته پیــــــش او سُــفتیxa0نــــــشدی هــــــمزبان صــــد اَبــــلهxa0در نــــــهان خانـــــــه درد بنــــــهف...
زندانی عشق
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
مــــن آن زندانــــی عشقم که اکنونبــــه کُنـــــح عزلتی مســکن گزیدمxa0xa0به هیــــچم گـــر نیرزد ، بـــاد بــــاداکه این هیـــچم زیاد است از سر منگرفتـــــی گــــر ز آتش گرمـــیش راوزآن پروازگــــــر بــــال و پـــــرش رازمــــهرو مـــــاه اوج بـــــرتــــرش رازباران نــــرمی و چشـــــــم ترش راxa...
محبت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:46
چـــه از تو خواستم غیر از محبت؟به درگاهـــــت ندیدم غیر نکـــبتفرو هِشـــــتم همه دارو نــــدارمکه ننشانـــــی مرا در کوی غربتنمیدانی چه ســـــوزانَد. دلـــم راهـــــدر کردم غرورم را به غـفلتکنون من مانده ام ســر در گریباننباشد این چنــــــین شرط مروتدلــــــم سوزاندی و بال و پـرم رانکردی یک زمان از...