به درگاهـــــت ندیدم غیر نکـــبت
فرو هِشـــــتم همه دارو نــــدارم
که ننشانـــــی مرا در کوی غربت
نمیدانی چه ســـــوزانَد. دلـــم را
هـــــدر کردم غرورم را به غـفلت
کنون من مانده ام ســر در گریبان
نباشد این چنــــــین شرط مروت
دلــــــم سوزاندی و بال و پـرم را
نکردی یک زمان از من حــــمایت
مکـــــن دیگر"رسا" از دست رفته
ندارد پیــــــش کس از تو شکایت
برچسب:
نویسنده: تايافا