شرایط... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
امان از دست این شرایط .....*برای من تمام چیزهایی ست که تو را از من گرفته!پ.ن:xa0خیلیم میخوام منتهی این شرایطه که نمیخواد و کاریشم نمیشه کرد.
الآن - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
دقیقا الآن یکی از دوستان مجازی اعلام کرد دیگه وبلاگشو آپ نخواهد کرد اصن یه وضی دارم شبیه این شکسته عشقی خورده ها!xa0وبلاگشو خعیلی دوست داشتم...پ.ن:اونقدر خستم که نمیتونم از جام تکون بخورم ولی افسوس........باید برم برای تکمیل دوره کار ورزیم.
سرماخوردگی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
این سرماخوردگی اونم وسط تابستون دیگه چی بود ما رو پیدا کرد؟
حس - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
حس اون جوونای دهه 40 و 50 رو دارمxa0:|پ.ن:واقعا چرا نمیتونم مثه آدم حرف بزنم؟
START :دی - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
فک کنم یه 9 ماهی میشه که مطالب xa0وبلاگم یهویی پاک شد و اون افسردگی که به خاطرش گرفتم تازه داره از بین میره :دی اخه قدمت نوشته هام به سال رسیده بود اما چه میشه کرد با این غم عظمی!xa0به هر حال این جا رو هم می استارتیم ایشالا که دیگه حوادث تلخ اونجا واسمون تکرار نشه.
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
xa0یادمان باشد از امروز خطایی نکنیمگرکه در خویش شکستیم صدایی نکنیمپر پروانه شکستن هنر انسان نیستگر شکستیم زغفل منو مایی نکنیمیادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیموقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیمیادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماندطلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
مخاطب خاص - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
مرا به دار آویختند تا نامت را از یاد ببرم اما چه ساده اند این ساده اندیشان که نمیدانند نام تو حک شده ی قلب من است
زیبا - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
کاش می دانستی، من سکوتم حرف است، حرف هایم حرف است، خنده هایم، خنده هایم حرف است. کاش می دانستی،می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم.کاش می دانستی، کاش می فهمیدی، کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند، یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند.من کمی زودتر از خیلی دیر، مثل نور از شب چشم ...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
یادت هست روزی راکه چشمانم به راه بود تا بیایی؟؟آمدی اما در دست شاخه گل رزی سرخ داشتیپشت خنده آن روزم غمی به وسعت دریا بودxa0گل رز سهم من از با او بودن بودآری همان روز فهمیدم که تو هیچگاه مال من نبودی فقط سهمی از غمت داشتمامروز باز آمدی بایک شاخه گل رزxa0با چشمان خیس مرا مینگریتو به عکس نوار مشکی و م...
پست 154 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
سرم خیلی درد میکنه، تب کردم دارم از تب میسوزمقلبمم که یکی در میون میزنه
پست 153 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
تا دم صب بیدار بودم، صب تازه خوابم برد ساعت 10:30 بیدار شدم خونه رو مرتب کردم غذا پختم و الانم با بابا نهار خوردیم....احسانم شرکته
پست 152 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
خوابم نبرد اومدم نت.................
پست 151 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
وقتی گریه میکنم چشام قشنگتر میشه...برم قرآنمو بخونم...به مامانم زنگیدم باهاش حرف زدم کاش رفته بودم شهرستان اینجا که کاری ندارم تا کلاسام 15 تیر شروع شه....ماشین جا نبود وگرنه میرفتم.یدفعه نمیدونم چی شد حالم بد شد، حالت تهوع دارم....
پست 150 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
امروز از خواب بزور بیدار شدم باید میرفتم انتخاب واحد دانشگاه، زورم اومد به دوستم گفتم انجام بده گفت باشه...رفته بود زنگید گفت که کارکنان همه عوض شدن اینام میگن باید شهریه تو کامل بریزی تا انتخاب واحد کنن گفتم باشه دستت ندرده خودم میرم چهارشنبه انجام میدم....بعدش زنگید گفت دوشنبه بچه ها میخوان برن پا...
پست 147 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
خب قالبمم عوض کردم به نظرتون قشنگه؟
پست 143 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
آهنگ وبمو گوش بدین لطفا، به عشق احسانم گذاشتم
پست 142 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
سلام عقشم....اومدم تو بغلت....بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووسآخیش...فدات شم الهی...توم خسته نباشیخب من بلم یه شربت خنک بلات درست کنم، میوه هارو بشورم بذارم تو یخچال، سرد شه اومدی بخولی وجودت خنک شه. بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووسحتما سر راهت گوشی بخلیا.....
پست 141 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
فدااااااااااااااااااااااتشم احسان جونم. ممنون که اومدی وبم، ممنون که از شرکت زنگیدیxa0و منو از نگرانی و دلتنگی درآوردیزودتر گوشی بخل دلم بلا صدات تنج شده املوز بلا اینکه هی فکر و خیال نکنم و غصه نخولم خودمو با کارای خونه سرگرم کردم، کمد کتابارو ریختم بیرون، اوووووووووف چقد کتاب بود که باید میرفت تو ...
پست 140 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
نوشته شدهxa0در ساعت 10 شبنالاحتم نالاحتم....آخه گوشی احسان افتاده تو فاضلاب سوخته......الان از خونه شون زنگید بهم گفت که نگران نباشم تا صب گوشی بخره. اوووووووووم تا صبح چکار کنم؟ خوابم نمیبره اگه بهش اس ندم و باهاش حرف نزنم.....................................................................نوشته در...
******loVE****** - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 18:06
xa0 xa0چقدر خوبه وقتی باxa0عشقتxa0قهر می کنی..بر خلاف میلت میگی دیگه دوست ندارم نمی خوامتاین جمله رو بشنوی :غلط کردی چه بخوای چه نخوایxa0مال منی!!xa0xa0xa0xa0xa0دختر :شنیدم داری ازدواج می کنی .. مبارکه..خوشحال شدم شنیدم...پسر :مرسی..انشااله قسمت شما!دختر:می تونم برای آخرین بار یه چیزی ازت بخوام؟پسر:...