<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
... ... ... ... ... . . . . . . شگفتا!! رد پای دزد دهکده ی ما بر روی برف.. چقدر شبیه.. چکمه های....کدخداست!!!!
اس ام اس زیبا - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
هرزه... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
هــرزه می نامی دخــتری را که... تـار مـويی بيـرون روسـری دارد...يا سـيگاری به دست... يا دست عاشقی در دست...ولی مـن هـرزه تـو را می خوانم کـه هـر سخن بی اساسی با ذهـنت همـبسـتر می شود و افکــاری اين چنين حـرام زاده در دامـنـت می پـرورانـد ...
حـــــرف دل - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
شَبــــ کِــہ میرِسَـــد کِتآبِــــ دِلَــــم رآ وَرَق مـے زَنَــم وَ روُزهآ بـــے تُـــو بُودَטּ رآ شُمآرِہ مــے کُـــــنَم اِے کآش مِــــــثلِ قآصِدَکــــ عآشِـ♥ـق بُودے وُ اَحـــــوآلِ دِلَـــــم رآ مـــے پُرسیــــدے...
عشق... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
عشقُ،نمیشه معنی کرد...نمیشه نوشت...نمیشه شرح داد...عشقُ،باید احساس کرد...
اس ام اس غمگین 13 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
به من حق بدهکه میل به خوردن نداشته باشماین بغضها کهتو به خورد من میدهیسیر سیرم میکند …
اس ام اس غمـــــگین 12 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
همه ی مردمانسر به سـنگ می گذارندتا کسی را پرستش کرده باشند بیا....می خواهم سر به روی سیــنه ات بگذارم
اس ام اس غمگین 11 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
گفتند: آخر خنده گریه است....بهانه ای جور کن بخندم... بغض بدی در گلو دارم!!
عاشـــــــقانــــه - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
دلم خوش نیستغمگینمکسی شاید نمیفهمدکسی شاید نمیداندکسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهاییتو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگوییعجب احساس زیباییتو هم شاید نمیدانی …
بزرگترین پل فواره ای جهان - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
سکوت نشانه ی رضایت است - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
چرا همیشه گفته میشود"سکوت نشانه ی رضایت است"چرا نمیگویند:نشانه ی دردیست عظیم که لب ها را به هم دوخته است؟چرا نمیگویند:نشانه ی ناتوانی گفتار از بیان سنگینی رفتار افراد است؟چرا نمیگویند:نشانه ی دلی شکسته است که نمیخواهد با باز شدن لب هااز همدیگر صدای شکسته شدنش را...گاهی دلتنگی ها زیر نقاب سکـــوت پنه...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
به چه میخندی؟xa0به مفهوم غم انگیز جدایی؟به چه چیز؟به شکست دل من؟xa0یا به پیروزی خویش؟به چه میخندی تو؟به نگاهم که چگونه تو را باور کرد؟یا به افسون نگاهت که چگونه مرا سوخت و خاکستر کرد؟به چه میخندی؟به دل ساده منxa0که دگر تا ابد به فکر خود نیست؟خنده دار است بخند...
ببار باران... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
ببار باران... سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنیxa0xa0شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنیآه باران من سراپای وجودم آتش استxa0پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
نا گفته ها - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
این روزها خیلی دلم گرفته است اشفته ام،خسته ام تا آن حد که غمم از چشمام فریاد میزنه،تازه داشتم کمی به آرامش میرسیدم.کی میشه منم مثل خیلی های دیگه شب بخوابم و صبح دیگه بیدار نشم.فکرهای آشفته ذهنم منو از همه کارام باز داشته تا جایی که فریاد خیلی ها بلند شده...به یه شانه آرام و به آرامش زیادی احتیاج دار...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
فوق العاده "دیدنی" - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
xa0
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
سلام بر تمام دوستان با محبتم:قبول دارم بازدید کننده کم دارم اما من مینویسم واسه اینکه روزهای متفاوتxa0 زندگیم یادم بمونه.وا
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:39
الان فکرم در گیر شروع تازه است .....اما دلم درگیر پایان کهنه است .......بدترین حالی که یه انسان میتونه داشته باشه اینکه بین شروع و پایان مونده باشه اما مجبور به شروع باشه هر چند دلش پایان رو میخواد.....انسان است و سرشار از احساسات.پریشون دلگیرم.......بذار گریه کنم تا که قلبم اروم بگیره ارزو دارم بمی...