
هــرزه می نامی دخــتری را که...
تـار مـويی بيـرون روسـری دارد...
يا سـيگاری به دست...
يا دست عاشقی در دست...
ولی مـن هـرزه تـو را می خوانم کـه هـر سخن بی اساسی با ذهـنت همـبسـتر می شود
و افکــاری اين چنين حـرام زاده در دامـنـت می پـرورانـد ...
برچسب:
نویسنده: تايافا