خرید بک لینک

گزارش تصویری 2.. بازدید از خانه سالمندان / ویژه وبلاگ نویسان

درود بر یارانم که رسم یاری را خوب می دانند

پیری ز راه می رسد و می زند به در
اما درون خانه ندارد زکس خبر
در را کسی گشوده نسازد برای او
انگار نیست داخل آن خانه جای او
اما هنوز پشت در او ایستاده است
گرچه کسی به آمدنش دل نداده است
دیگر ادب نگاه ندارد در این زمان
او قفل را شکسته و بردارد از میان
خیلی سریع داخل آن خانه می شود
گویی که عضوخانه و کاشانه می شود
فریاد می کشند همه ساکنان آن:
خوب است و دلرباست سراسر نشان آن!!!

نسترن غلامی پور

عبدالرضا قاسمی :می خواهم ساده بنویسم و حرف بزنم با خانواده مجازی ام که روز جمعه دعوت ما را لبیک گفتند و تمام مشکلات شخصی خودشان را پشت درهای خانه سالمندان خرم آباد جا گذاشتند و در یک روز زیبا به سرای عشق " سرای سالمندان " آمدند . مهم نبود چه کسی شاعر است ؛ کی نویسنده ؛ ورزشی نویس و کدامیک منتقد یا ... است . مهم این بود همه آمده بودند تا اعلام کنند هدف مان یکی است و در طلب چیزی جز انسانیت نیستیم آمده بودیم تا ياد بگيرم و بياموزیم از جوانان دیروز.

قصد داشتم تشکر ویژه ای از این عزیزان داشته باشم . اما چه کنم که زبانم قاصر است برای گرامیداشت عظمت کارشان . عکس هایی را برای مرور خاطرات و بعنوان هدیه ای ناقابل تقدیم همه شما عزیزان می کنم . امیدوارم باشید تا باشیم و هر سال این جشن زیبا را برپا کنیم .

و سپاس از کسانی که حضور فیزیکی نداشتند اما دل شان با ما بود و گویا در گامهای ما شریک ... فرهاد داودوندی ؛ عابدین بهاروند ؛سعید معتمدی ؛ دختر زاگرس ؛ مهدی ویسکرمی ؛ رضا رزاز ؛ اعظم مرادی ؛ راضیه فولادوند ، امیر بهلولی ، احسان پرنیان , امیر زیدی نژاد ؛ محمد نعمتی؛ برادران آزادبخت و .... که دقیقه به دقیقه با ارسال پیامک و یا تماس تلفنی خواهان ابلاغ پیام ارادتشان به این سروران عزیز بودند

و گلایه ای که اگر نگویم بر قلبم سنگینی می کند . گلایه از دوستانی که . . . خب نگویم بهتر است . حداقل سعی می کنم با خودم کنار بیایم و بگذرم از آنچه که باید می کردند و نکردند یا باید می گفتند و نگفتند ...

این هم تحفه من برای دوستان

استاد رئوف ، داریوش ملک پور و علی کاظمیان در حال انتقال خوراکی ها برای سالمندان هستند . لازم است همین جا تشکر ویژه ای از علی کاظمیان و همسر گرانقدر شان داشته باشم که زحمت بسته بندی خوراکی ها را کشیده بودند . بد نیست برایتان عرض کنم که ساعت ۷ صبح جمعه با علی کاظمیان تماس گرفتم تا هماهنگ کنم و بروم برای کمک در بسته بندی . در جوابم گفتم : همسرم ۶ صبح تمام خوراکی ها را بسته بندی و در جعبه ها چیده ... من که جمله ای برای قدردانی از ایشان نداشتم ....

خانم نسترن غلامی پور از دیگر وبلاگنویسان بود که برای اولین بار زیارتشان می کردیم . ایشان بعد از یک سفر کاری در تهران خودشان را به خرم آباد رسانده بود . خواهر گرامی ممنون . . .

داریوش ملک پور ، محمود کوماس جودکی و حاج محمد میرزاوند از نفرات حاضر در عکس هستند ... دوستان عزیز ممنون از حضورتان

و اما آقای رضا پناه ... یکی از پیگیر ترین گروه ها برای اجرای این برنامه خانواده آقای رضا پناه بود و در واقع استارت اولیه این اقدام در سال قبل توسط آقای رضا پناه زده شده بود . بعد از اعلام روز بازدید ، متوجه شدیم که این دوستان قصد مسافرت دارند . . . بعد از اعلام تاریخ رسمی برنامه بازدید ، آنها بزرگواری کردند و سفرشان را به وقت دیگر موکول کردند ... آقای رضا پناه ، خانم ، مهتا جان ممنون از حضورتان . در این عکس آقای رضا پناه مشغول خوش و بش با نفر پشتی " محمود کوماس جودکی " است...

" یکتا " مدیر وبلاگ " مثل هیچکس هم " به همراه خواهر و دختر خانمش در این برنامه شرکت داشتند . او برایم نوشت : هنوز چهره های مهربان اون سالمندان جلوی چشمه و حرفاشون و درد دلاشون تو گوشم...
از این دوستان هم ممنونم

بازدید گروهی وبلاگنویسان در کنار اعضاء هیات امنا موسسه و جناب آقای صدیق

عزت در گاهی . . . در باره عزت هیچ برای گفتن ندارم ... یک پست اختصاصی برای عزت و گروهش کنار گذاشته ام ... عزت جان تا بعد

همه خوبان جمع اند و ... چه می توانم بگویم در برابر بزرگواری این دو عزیز. با آقای رئوف تماس گرفتم و خواستم در روز برنامه و به نمایندگی از دوستان مجازی ایشان صحبت کنند و چه زیبا گفتند و سرودند ... کاش بودید می دیدید ... از دیگر صحنه های زیبایی که دیدم اشکهای حلقه زده در چشم داریوش ملک پور بود . روز قبلش برای هماهنگی به محل کار آقای ملک پور رفتم .بزرگوارانه آماده همه نوع همکاری بود و این دو عزیز چه خوب نشان دادند فاصله حرف تا عمل را ... آقای رئوف ، آقای ملک پور دست بوسم

نسترن غلامی پور ، شمس الدین آروند ، آفرین پنهانی و زوشا بیرانوند نیز لطف کردند و در این مراسم حاضر شدند . خان پنهانی هم عازم ماموریت به تهران بود که بلیط اش را باطل کرد . او ماند تا باشیم ... فکر کنم خانم بیرانوند در ابطال بلیط نقش اساسی داشت. ممنون زوشا خانم ... در باره آقای آروند و بزرگواری اش اگر چیزی بگویم شاید بحساب پسرخاله بودن نوشته شود ... بزرگواران ممنون از شما

شهرام شرفی با یک تیر دو هدف زد ... اول بعنوان یک وبلاگنویس یار و یاور ما بود ، دوم بعنوان یک خبرنگار گزارش و مصاحبه های جالبی از مراسم تهیه کرد . گزارش او را در هومیان بخوانید ... داداش شهرام ممنون از حضورت

مهران مریدی و شاهین احمدی از دیگر وبلاگنویسانی بودند که امسال برای اولین بار همراه ما شدند . مهران علاوه بر انتشار مطلبی در وبلاگش ، خبری هم برای ایسنا تهیه کرده است . شاهین احمدی هم حضورش مایه دلگرمی ما بود و من سخت مشتاق دیدارشان ... دوستان ممنون

میلاد شهبازی جوان محجوب و شاعر نیز از دیگر حاضران در این دیدار بود. او برایم گفت :فرق ما با کسایی که اینجا هستن اینه که اینا می دونن تنها هستن و باورش کردن اما ما نمی دونیم و انکارش می کنیم....
میلاد عزیز ممنون از حضورت

پدر و پسر وبلاگنویس هم کاری از دست شان ساخته نبود و نظاره گر هنر بقیه بودند . البته امیررضا زحمت تصویر برداری را بعهده داشت که یک تشکر هم از او می کنم ... علی ماند و حوض اش و پدری که چندان هنری ندارد...

تعدای از اعضاء خانواده مجازی حاضر در این برنامه:

ردیف بالا از راست : مهتا رضا پناه ؛ زوشا بیرانوند ِ ناهید زکیان ؛ آفرین پنهانی ، هوشنگ رئوف ، مهران مریدی ؛ شهرام شرفی و داریوش ملکپور

ردیف جلو از راست : امیر رضا قاسمی ، آقای شاکرمی ؛ عبدالرضا قاسمی ، امیررضا رضا پناه ؛ علی کاظمیان ، رضا جایدری و حاج مخمد میرزاوند

بازدید وبلاگنویسان در تاریخ ۷ تیر ۹۲ بشکل بسیار با شکوهی برگزار شذ . گزارش بازدید از خانه سالمندان را اینجا بخوانید

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:15

صفحه بندی