: " u202aبهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد
ببین چی میشه اون کس که یه جا از حق مردم خورد
کسایی که تو این دنیا حساب مارو پیچیدن
یه روزی هرکسی باشن حساباشونو پس میدن
عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست
سر آزادگی مردن ته دلداگی میشه
یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه
کنار سفره خالی یه دنیا آرزو چیدن بفهمن آدمی
یک عمر بهت گندم نشون میدن
بذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه
خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه
کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن
گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن
جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم
همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم "
(ازین شعر خیلی خوشم اومد گفتم بذارم شماهم بخونید)

برچسب:
نویسنده: تايافا
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1392 ساعت: 19:15