آقا اجازه! اين دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش وحرف ديگران
قصدم گلايه نيست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به اين نوشته بگوييد داستان
من خسته ام از آتش واز خاک، از زمين
از احتمال فاجعه، از آخر الزمان!
آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کوير
باران بيار وباز بباران از آسمان
- اهل بهشت يا که جهنم؟ خودت بگو!
- آقا اجازه! ما که نه در اين ونه در آن!
يک پاى در جهنم ويک پاى در بهشت
يا زير دست هاى نجيب تو در امان!
آقا اجازه!............................
.......................................!
باشد! صبور مى شوم اما تو لا اقل
دستى براى من بده از دورها تکان...
عيدتون مبارك دوستان
برچسب:
نویسنده: تايافا