چرا نمی توانیم دل صبر بسپاریم به خودش و بگذاریم مسیر رود به آرامی پیش برود،تحمل کوچک و بزرگ
امواج و ناهمواری ها را نداریم.همیشه می خواهیم همه چیز خوب و خوش و زیبا باشد.به گاه مشکلات
اشک میان چشم و بغض درگلو می خوانیمش اما به گاه آرامش یادمان هم نمی آید همیشه آغوشش
گشوده به سمتمان است.
بازهم اوست که بدی هایمان را نادیده می گیرد و یاریمان می کند.
خیلی نزدیک اما دور،این مسافت بین من و اوست.
1.خدایا شرمنده!
2.کمکم کن مسیر راستت همیشه راهم باشه.
3.بی تابی من از سر کم صبری نیست از ضعفه!
4.خداجونم خیلی خیلی ممنونتم که اینهمه دوستم داری.
برچسب:
نویسنده: تايافا