حس میکنی رمقی برایت نمانده است
خسته شده ای ازدویدن های بی نتیجه،ازتحقیر شدن های بی دلیل
جز فرسودگی چیزی عایدت نشده،اما بازهم می دوی .... هنوزهم به تغییر امیدواری،هنوز هم نگاهت به آسمانش دوخته شده است.باتمام وجود دلت می خواهد فریاد بزنی اما صدای فریادت خاموش شده،سوالی ذهنت را آزار می دهد .... " به آنچه در ذهن دارم خواهم رسید؟"
کمی بنشین،آرام باش.
می گویند جواب صبرهایت را روزی خواهی گرفت.
می گویند:"ان الله مع الصابرین"
- متنفرم از این همه تبعیض،از این همه حق خوری،از... خدایا می سپارمشون به خودت.
- کاش یکی بود جواب سوالامو می داد.
- دلم لک زده واسه دوران کارشناسی،دانشگاه شاهرود،خوابگاه،بچه ها.
برچسب:
نویسنده: تايافا
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1392 ساعت: 19:12