كجا؟!آنجا كه بايد عاشق باشي...
يك دل ميخواهد قد يك بيابان وسيع و داغ!
يك دل ميخواهد كه مثل دريا باشد!
وقتي به اونجا رسيدي كه دنيا خيلي كوچيكه، بدون كه دلت اندازه همه عالم بزرگ شده.....!
+ شعر از بابام! :)

Sich صداش داره كلفت ميشه! يه احساس مزخرفي هست كه ميگه نبايد بهش نزديك بشم :/
Mamali كه دو سه سال پيش صداش يهو گرفته شد، بهش گفتم بزرگ شديا رفيق! خنديد سرشو انداخت پايين.. بعد يهو بغض كرد گفت نميخوام پرنسس! دلم واسه روزاي خوب تنگ ميشه.....
چقدر دلم واسه روزاي خوب تنگ شده! بچگيامون....
++ چرا اينقدر پسر درو و برم هست؟! همه تو فاميل ما پسرن! يه خاطره از يه رفيق دختر ندارم خير سرم :|

چقدرم از اين عكس بالاييه خوشم مياد! لعنتي موهاش رنگ موهاي منه! :/
دلم بستني نميخواد الان اصن! چرا ميخواد ولي نه اينجوري!
يكي از اين بستني كاسه اي(!)هاي بزرگ كه يه عالمه بستني هاي توپ توپي ِ رنگي رنگي داره، با دوتا قاشق! بعد با هم بستني كوفت كنيم هرهر به خل بازيامون بخنديم :|
نه الان دلم بستني نميخواد! يه هات چاكلت ميخوام كه تنهايي كوفت كنم P-:
شعرنوشت؛ خدا ميداند كه گاهي چقدر دلتنگت ميشوم....

امروز ناهار داريم تشريف ميبريم خونه دايي بزرگه!
بچه هاشم طبق معمول همه اونجان ديگه... و نوه هاي گودزيلاش! باز امير و محمد قابل تحملن.. اون دوتا پسر كوچيكه و نوه هاي دختر باشن ديگه اصن جاي من اونجا نيست! ترجيح ميدم برم باغشون آلوچه بخورم! يا مثلا مرغاشون كه حواسشون نيست يهو بپرم دمشون رو بكنم كه در اين صورت مامانم خفه م ميكنه =)))))
توضيح؛ داييم اينا روستا زندگي ميكنن!

به اسم "سپيده" حساسيت پيدا كردم! حالا هر سپيده اي! :|
هه هه شاهزاده! نخند! :/
خيلي چيزاي ديگه درباره "سپيده" هست كه نميگم چون شاهزاده بعد ميخواد تفسير كنه منم نميخوام بشنوم!
تكست نوشت؛ سپيده ميخوام هي تو رو جيجي/ فقط يادت باشه وقتي ليتو رو ديدي/ روتو بكن اونور و خونسرد برو/ چونكه اون كه كرد تو رو واسه 500 يورو :|||| -_-
+++ عموم راست ميگه كه من يه موش كثيفم! :|

در پايان اينكه كسي نميدونه تكست الان چنده؟! :/
++++ و خیلی این عکسا رو دوست داشتم! مرسی مبینا :)
اولیش / دومیش / سوميش / چهارميش
برچسب:
نویسنده: تايافا