خاطره خاصي از تابستوناي زندگيم ندارم؛ خواب.. كامپيوتر.. موزيك.. شب بيداري.. بيكاري.. موهاي گوسفندي!
اه از اين آخريش متنفرم! تازه آلاء هم اينجوريه انگار! زمستون مو صاف، تابستون مو فر!!!!! خب مگه ميشه؟! اين ديگه چه جنس موي داغونيه؟! :/
ولي خو امسال نميدونم چرا انگار خوبه! البته اميدوارم! سعي ميكنم تصور كنم تابستون بد و مزخرفيه تو راهه! اينجوري بهتره! اگه بد شد كه خب آمادگيشو داشتم.. اگه خوب شد هم كه چه بهتر! كيفشو ميبريم :|
از اين محتاط بودنم خوشم نمياد! يه سري وسواس هاي خاصي دارم مثل همين منفي بافي كردن!
قوانين كلا نبايد بهم بخوره! همه چيز بايد روال معمول رو طي كنه و تغييرات بايد تدريجي باشن.. تغييرات ناگهاني باعث ميشن طبيعت بهم بخوره :| -_-

پ.ن: خو يه چند روزي اوضاع خوب و لذت بخشه تا كارنامه ها رو بدن!! رسما بدبخت ميشم! يني شانس بيارم معدلم 16 بيشتر شه :|
پ.ن2: با فاطمه كلي برنامه ريختيم بعد بهش ميگم بيلاخ! حالا يه ده دوازده روز استراحت كنيم بعد شروع ميكنيم! اونم يه لايك داد ;))
شعرنوشت؛ عشق همین خنده های ساده توست! وقتی بـا تمـام غصه هایت میخنـدی.. تـا من از تمـام غصه هایـم رهــا شوم...!!!
پ.ن3: دارم تقريبا كامل با محدثه قطع رابطه ميكنم! تيپش بهم نميخوره! واسه من افت داره با همچين آدمي رفاقت كنم! فرهاد راست ميگفت به درد دوستي نميخوره! فكر كنم اين دو سال فقط به خاطر لجبازي با فرهاد با محدثه ميگشتم :/ + من و بابا همچنان تو صلح موقتيم! هر لحظه ممكنه يه نفرمون آتش بس رو نقض كنه! :|
تكست نوشت؛ ولي تابستون كوتاهه.. ما تا ميتونيم پيش هم ميمونيم.. دوستاي صميمي.. كاراي قديمي.. اينجا ما همينيم..
برچسب:
نویسنده: تايافا