خرید بک لینک

لبهایم که تشنه و دلتنگ می شوند بارانرا می بوسم

من این جا زیر بارانم،

وقتی که بسیار از تو دورم و تو را میخواهم

باران را می بوسم؛ او تو را قطره قطرهدر من فرو می ریزد

خاطرت باشد ؛ ما هر دو زیر یک آسمانزندگی می کنیم

در دو سوی باران ها من به تو و بوسه وباران ایمان دارم

و قاصدک ها به تو خواهند گفت که دوستتدارم !

زندگی شاید همین فاصلۀ خیس ِ بارانیست

که تو را به من پیوند می زند . . .

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:34

صفحه بندی