خرید بک لینک

یکی از شاخصه های کلی که در ایات و روایات برای سبک زندگی اسلامی ذکر می شود " توجه به جهان بینی الهی است "

جهان بینی الهی نقطه مقابل جهان بینی مادی است . در جهان بینی الهی محوریت با " خدا " ست . در زندگی اسلامی محور و اساس کار را بر پایه " عبودیت و بندگی خداوند " مشاهده می کنید ولی در جهان بینی مادی " امانیسم و توجه به لذت های مادی " بیشتر به چشم می اید .

ایاتی که در ان به جهان بینی الهی اشاره شده است به قرار زیر است :

مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيوتِ لَبَيتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ(العنکبوت/41)
مثل کساني که غير از خدا را اولياي خود برگزيدند، مثل عنکبوت است که خانهاي براي خود انتخاب کرده؛ در حالي که سستترين خانههاي خانه عنکبوت است اگر ميدانستند!

شاخصه بعدی در سبک زندگی اسلامی توجه به " ولایت مداری الهی " است . و صرف اینکه شخص بگوید خدا را دوست دارم زندگی اسلامی نیست بلکه باید همراه با اطاعت وولایت پذیری باشد : ان کنتم تحبون الله فاتبعونی

شاخصه بعدی " اخلاق محوری " است . اگر در زندگی اخلاق جایی نداشته باشد نمی توان گفت آن زندگی اسلامی است .

تهمت می زنند که اسلام دینی خشنی است در حالی که وقتی به آیات و روایات مراجعه می کنیم می بینیم توجه به اخلاق یکی از اصول مسلم زندگی است . بدین منظور حدیثی را بیان می نماییم که جایگاه اخلاق را در زندیگ نشان می دهد .

در حدیث قدسی آمده است :

«يا مُحَمَّدُ؛ وَجَبَتْ مَحَبَّتي لِلْمُتَحابّينَ فيّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتي لِلْمُتَقاطِعينَ1 فيّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتي لِلْمُتَواصِلينَ فيّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتي لِلْمُتَوَّكِّلينَ عَلَىَّ وَ لَيْسَ لَِمحَبَّتي عَلَمٌ وَ لا نِهايَةٌ وَ كُلَّما رَفَعْتُ لَهُمْ عَلَماً وَضَعْتُ لَهُمْ عَلَماً...»

خداى متعال رسولش را مورد خطاب قرار داده، مىفرمايد: محبّت من بر چهار دسته از مردم واجب است (اين وجوب از قبيل وجوب تكليفى نيست، بلكه ثبوت قطعى محبّت خدا را مىرساند):

دسته اول: كسانى كه يكديگر را به جهت من دوست داشته باشند.

در اصول كافى از حضرت سجاد(عليه السلام) روايت شده است كه فرمود:

«اِذا جَمَعَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الاَْوَّلينَ والاْخِرينَ قامَ مُناد فَنادى يُسْمِعُ النّاسَ...»

وقتى، در روز قيامت، خداوند همه مردم را گرد آورد، منادى همه مردم را آواز مىدهد.

«فَيَقُولُ: اَيْنَ الْمُتَحابُّونَ فىِ اللّهِ»

منادى مىگويد: كجايند كسانى كه براى خدا به يكديگر محبّت كردند؟

«قالَ: فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ فَيُقالُ لَهُمْ: اِذْهَبُوا اِلَى الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِساب...»

جماعتى از مردم برمى خيزند، به آنها گفته مىشود بدون حساب وارد بهشت شويد.

«قالَ: فَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِكَةُ فَيَقُولُونَ: اِلى اَيْنَ؟»

فرشتگان با آنها برخورد مىكنند و مىگويند: كجا مىرويد؟

«فَيَقُولُونَ: اِلىَ الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِساب» آنها مىگويند: بدون حساب به سوى بهشت مىرويم.

«قالَ: فَيَقُولُونَ فَاَىُّ ضَرْب اَنْتُمْ مِنَ النّاسِ؟»

فرشتگان مىگويند: شما چه صنفى از مردميد؟

«فَيَقُولُونَ: نَحْنُ الْمُتَحابُّونَ فِى اللّهِ» آنها مىگويند: ما براى خدا دوست گزيديم.

«قالَ: فَيَقُولُونَ وَ اَىُّ شَىء كانَتْ اَعْمالُكُمْ؟»

فرشتگان مىگويند: اعمال شما چگونه بود؟

«قالوا: كُنّا نُحِبُّ فِى اللّهِ وَ نُبْغِضُ فِى اللّهِ»

مى گويند: براى خدا دوستى مىكرديم و براى او دشمنى مىورزيديم.

«قالَ: «فَيَقُولُونَ: نِعْمَ اَجْرُ الْعامِلينَ»1

فرشتگان مىگويند: چه نيكوست پاداش اهل عمل.

در ادامه حديث معراج خداوند مىفرمايد:

«وَ لَيْسَ لِمَحَبَّتى عَلَمٌ و لا نِهايَةٌ»

براى محبّت من حدّ و نهايتى نيست.

1-اصول كافى (با ترجمه)، ج 3، (باب الحب فى اللّه و البغض فى اللّه)، ص 191.

دسته دوم: كسانى كه براى من از دوستى وارتباط با كسانى كه نمىپسندم، دست بردارند و رابطه خود را با دشمنان من قطع كنند.

دسته سوم: افرادى كه به جهت من با يكديگر رابطه برقرار كنند.

دسته چهارم: گروهى كه بر من توكل داشته باشند.

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:33

صفحه بندی